العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
416
شرح كشف المراد ( فارسى )
اعتقاد كامل تن به گناه مىآلايند ولى امام ( عليه السلام ) با آن همه كمال عقل و بينش وسيع تن به گناه مىدهد و در محضر حق گناه مىكند پس اين بمراتب بدتر از عوام است و بازهم سبب مىشود كه خداوند دين خود را بدست انسانى نالايق بسپارد و هو باطل . آرى بر مبناى كسانى كه معاوية بن ابى سفيانها را خال المؤمنين و عايشهها را ام المؤمنين مىدانند و يزيدها را امير المؤمنين خطاب مىكنند و خليفهء آنها درحالىكه مست شراب است وارد محراب عبادت مىشود و نماز صبح را چهار ركعت مىگذارد و در سجدهء نماز آخر مىگويد : اسقنى و اشرب و نماز جمعه را در چهارشنبه مىگذارند و بزرگترين بدعتها را در دين ايجاد مىكنند ولى آنها تسليم مىشوند انتخاب غير معصوم بلا مانع است . قوله : و لا تنافى العصمة القدرة : كسانى كه قائل به عصمت ائمه ( عليهم السلام ) و انبياء ( عليهم السلام ) هستند اختلاف دارند كه آيا پيامبر و امام قدرت بر معاصى دارد و مع ذلك معصيت نمىكند يا اينكه اساسا قدرت ندارد ؟ بعبارت ديگر آيا عصمت سبب جبر است يا خير ؟ به عبارت سوم آيا انبياء و ائمه مجبورند كه معصوم زندگى كنند يا خير ؟ روىهمرفته سه نظريه در اين باب هست : 1 - گروهى بر آنند كه : امام و پيامبر مجبور است كه معصوم باشد و خداوند با بدن اينها يا روح اينها كارى مىكند كه قدرت بر ترك طاعت و فعل معاصى از آنها گرفته مىشود و نسبت به فعل طاعات مجبورند نسبت به ترك معاصى هم مجبورند [ آن خصوصيت بدنى شايد كشتن شهوات و هواهاى نفسانيه باشد و آن امر روحانى شايد سلب اراده آنها باشد و اللّه اعلم ] . 2 - گروهى ديگر بر آنند كه : پيامبر و امام بر فعل طاعات قدرت دارد و با