العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
404
شرح كشف المراد ( فارسى )
است : آيا اصولا وجود امام و رهبر در جامعه بشرى ضرورت دارد يا خير ؟ بر فرض ضرورى بودن آن آيا در هميشه تاريخ ضرورت دارد يا در دورههاى خاصى ؟ بر فرض كه هميشه ضرورت داشته باشد آيا ضرورت شرعى دارد يا عقلى ؟ و بر فرض كه ضرورت عقلى داشته باشد آيا بر خداوند واجب است نصب امام و يا بر انسانها واجب است انتخاب رهبر ؟ و خلاصه انتخابى است ؟ يا انتصابى ؟ . در اين زمينه انظارى وجود دارد كه عبارتند از : 1 - خوارج مىگفتند : اصولا امامت امرى ضرورى است و لازم نيست و جامعه نياز به رهبر ندارد نه رهبرى كه خدا نصب كند و نه رهبرى كه مردم انتخاب كنند و شعارشان اين بود كه : ان الحكم الّا للّه و يا مىگفتند : الحكم للّه لا لك يا على . و بر اساس همين عقيدهء فاسد نقشه كشيدند سه نفر را ترور كنند : يكى عمرو بن عاص در مصر و ديگرى معاويه در شام و سوّمى على بن أبي طالب در كوفه كه ابن ملجم مرادى داوطلب اين امر شد و حضرت را به شهادت رساند . امروزه در دنيا جامعه و يا گروهى را نمىشناسيم كه طرفدار اين فرضيه باشند بلكه همهء مجامع دنيا براى خود رهبر دارند و بقدرى ضرورت رهبرى در اجتماعات محرز است كه به مجرّد از دنيا رفتن رهبر قبل خبرگان هر قومى جمع شده و رهبر جديد را انتخاب مىكنند تا شيرازهء مملكت از هم پاشيده نشود و قلب تپندهء امت رهبرى امت است كه در روايات ما آمده : « الامامة نظام الامة » و حضرت على ( عليه السلام ) در پانزده قرن پيش پرده از روى اين حقيقت برداشت كه جامعه نيازمند به رهبر است آنجا كه فرمود : لا بد للناس من امير برّ او فاجر يعنى جامعه نيازمند به رهبر و فرمانده است چه نيك و چه پليد ، شعارى كه از اين جمله كوتاه مىتوان فهميد اينكه : اذا