العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
405
شرح كشف المراد ( فارسى )
دار الامر بين الامير البر و الامير الفاجر واضح است كه امير بر و نيكوكار و دادگستر مقدم است و اينجا انتخاب آسان است امّا اذا دار الامر ميان اينكه اصلا حكومتى نباشد و هرج و مرج و آنارشيستى در جامعه حاكم شود و يا حكومت باشد امّا حكومت فاسق و فاجر بازهم در منطق على حكومت مقدم است زيرا از جهاتى مصالحى دارد از قبيل تأمين امنيت اجتماعى و امنيت راهها و بخصوص در جوامع امروزهء دنيا وجود رهبرى و ضرورت آن محسوستر است و بفرموده مرحوم شعرانى در شرح تجريد ص 508 : مردم عصر ما كه سلاطين آل عثمان را ديده و حال بلاد اسلام را در زمان دولت آنها مشاهده كردند هرگاه آن را با همان بلاد بعد از انقراض دولت آنان مقايسه كنند فائده وجود امام غير عادل را خوب ادراك خواهند كرد در آن وقت اسلام عزت داشت همان اهل كتاب كه آن روز از مسلمانان تملق مىگفتند و در زندگى تقليد مسلمانان مىكردند يكباره برگشتند پس از زوال دولت آنان اهل اسلام در مملكت خود ذليل اهل كتاب شدند و تقليد آنها كردند . . . و وقتى امام غير معصوم بنام امامت اسلام چنين تأثير در عزت دين داشته باشد آيا تأثير امام معصوم چه خواهد بود ؟ . 2 - گروهى بر آنند كه : در مواقع اجتماعى و دورانى كه خطرى جامعهء اسلامى را تهديد نمىكند نيازى به وجود رهبرى نيست ولى در هنگام طوفانى شدن اوضاع وجود رهبرى ضرورت دارد . 3 - اشاعره و اهل الحديث بر آنند كه : رهبرى در جامعه هميشه ضرورت داشته و اين وجوب هم وجوب شرعى است يعنى به حكم شارع در هر عصرى بر مردم واجب است كه رهبرى را انتخاب نموده و به فرامين آن گردن نهند و از ديدگاه آنان حكام كشورهاى اسلامى حتى امثال صدام جنايتكار و حسنى مباركها اولو الامر بوده و بقول قرآن واجب الاتباع هستند