العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
371
شرح كشف المراد ( فارسى )
صادق است زيرا اگر كاذب بود خدا بدست او معجزه اظهار نمىكرد زيرا با لطف الهى سازگار نيست و اگر مدعى نبود كه بحثى نيست ، و اصولا معجزه دليل بر اصل نبوت نيست بلكه اگر ادعاى معجزهاى كرد بايد بياورد و دليل بر صدق دعوا است . 5 - اگر معجزه مختص به انبياء نباشد بلكه از هر انسان صالح و صادق معجزه اظهار شود لازم مىآيد كه بر هر انسانى كه مخبر به خبرى است و در اخبارش صادق است معجزهاى ظاهر شود پس اگر آقاى زيد گفت : انا عطشان و صادق هم بود خدا معجزهاى بر او ظاهر كند و هكذا . . . و لا يلتزم به احد . جواب ما : كجا چنين ملازمهاى وجود دارد ؟ عقلى است ؟ شرعى ؟ عرفى ؟ عادى ؟ هيچكدام نيست ما كجا اين قدر دائرهء مطلب را توسعه دادهايم ما مىگوئيم در موارد خاصى بر مدعى نبوت يا بر اولياء اللّه به منظور اكرام آنان معجزاتى ظاهر مىشود بدون اينكه همگانى شود و از هر بىسروپائى اظهار معجزه شود . قوله : و معجزاته ( ع ) قبل النبوة : سؤال اينست كه آيا ممكن است خداوند پيش از بعثت پيامبر بدست او معجزاتى را ظاهر كند به منظور ارهاص و آماده ساختن اذهان مردم براى پذيرش نبوت وى يا خير ؟ در اين باب دو نظريه مطرح است : 1 - حضرات معتزله كه منكر كرامات بودند و مىگفتند : كارهاى خارق العاده مخصوص به انبياء ( عليهم السلام ) است اين مطلب را هم انكار نمودهاند كه اظهار معجزه بر سبيل ارهاص باشد به حكم همان ادلّه خمسه . 2 - ولى اماميه و اشاهره و جماعتى از معتزله مىگويند : چنين چيزى كاملا ممكن است و بهترين دليل بر امكان يك امر وجود خارجى آن است