العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

356

شرح كشف المراد ( فارسى )

و اگر هستند چرا ؟ . 2 - بر فرض كه انبياء داراى مقام عصمت باشند آيا عصمت انبياء ( عليهم السلام ) اجبارى است و يا اختيارى ؟ . امّا بحث اوّل : مقدّمه : معيار در كبيره و يا صغيره بودن گناه چيست ؟ مطلب مورد اختلاف است : بعضى مىگوئيد : هر گناهى كه خداوند در آخرت بر آن وعده عقاب داده و در دنيا براى آن حدّى معين نموده نظير شرب خمر و . . . آن گناه كبيره است و غير آن صغيره است . و بعضى گويند : هر آنچه را كه خداوند از آن نهى فرموده از گناهان كبيره است و ما گناهى بنام گناه صغيره نداريم و صغيره بودن نسبى است يعنى بعضى از كبائر را كه با بعض ديگر مىسنجيم آنها صغيره‌اند يعنى جرمشان كمتر است و گرنه هر معصيتى فى حد ذاته از كبائر است مذهب مشهور علماء شيعه همين است . با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : در رابطه با عصمت انبياء ( عليهم السلام ) چند نظريه مطرح است : 1 - گروهى از معتزله مىگويند : گناه كبيره از پيامبران سر نمىزند چه عمدا و چه سهوا ولى گناهان صغيره بطور سهوى ممكن است از آنها صادر شود و منافاتى با مقام نبوت و رسالت آنها ندارد . 2 - گروه ديگرى از معتزله مىگويند : گناهان كبيره مطلقا از انبياء صادر نمىشود چه عمدى و يا سهوى امّا گناهان صغيره اگر ملتفت باشند كه گناه است انجام نمىدهند ولى على سبيل التأويل انجام مىدهند يعنى پيش خود تخيل نموده و مىپندارند كه گناه نيست و لذا انجام مىدهند . 3 - گروه سومى از معتزله مىگويند : گناهان كبيره از انبياء سر نمىزند ولى گناهان صغيره را چه سهوا و چه عمدا انجام مىدهند منتهى اين