العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

357

شرح كشف المراد ( فارسى )

ارتكاب صغائر از مقام معنوى آنها عند اللّه نمىكاهد زيرا كه ثوابهاى آنان بسيار بزرگ است و اين نقطه سياه با آب پاك دريا دريا ثواب شسته مىشود و حبط مىگردد يعنى ثوابها اين گناه را مىخورند و نابود مىگردانند و لذا كان لم يكن شيئا مذكورا . 4 - جماعت اشاعره و حشويه بر آنند كه انبياء هم مثل ساير افراد بشر هستند و هر گناهى چه كبيره و يا صغيره چه سهوا و يا عمدا ممكن است از آنان صادر شود و تنها دو معصيت است كه هرگز از انبياء صادر نمىشود يكى كفر است كه آنان يك لحظه هم به خدا كافر نمىشوند و ديگرى كذب است كه انبياء ندارند . 5 - متكلمين اماميه معتقدند كه انبياء ( عليهم السلام ) از همهء گناهان صغيره و كبيره در هر حالى از حالات چه در حال سهو و يا عمد منزه و مبرا و معصومند و براى اثبات اين مدّعا سه دليل آورده‌اند : 1 - مقدّمه : همه مىدانيم كه اگر فردى در جامعه سوء سابقه پيدا كرد حتى براى يك مرتبه اعتماد مردم از او سلب شده و ديگر حاضر نمىشوند به او رأى دهند ، زمام امور جامعه را به او بسپارند و به سخنان او گوش فرا دهند و پيوسته آن سوء سابقه را پيش مىكشند اين مطلب در امور اقتصادى هست ، در امور سياسى هست و . . . حتى اگر تعمد هم نداشته باشد ولى در يك سياست و برنامه‌ريزى اشتباه كند بازهم اعتماد مردم از او سلب مىگردد . با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : در مورد رجل دينى هم كوچكترين گناه و نافرمانى خدا يك سوء سابقه بزرگ محسوب مىشود و اگر انبياء يك بار هم در مدت عمر دست به گناه بيالايند و يا حتى اگر احتمال بدهيم كه انبياء كاذب و يا عاصى باشند كافى است كه اعتماد ما از آنها سلب شود . چون هر امر و يا نهيى را كه از طرف خدا بما ابلاغ كند ما مىگوئيم : شايد دروغ مىگويد و نيز