العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

342

شرح كشف المراد ( فارسى )

بشر كه نياز به خوراك و پوشاك و مسكن باشد تا نيازهاى اساسى ديگرى كه در جسم و جان بشر وجود دارد در همه جا انسانها به يكديگر محتاجند و بدون كمك ديگران از نيل به آنها عاجزند . [ در اينجا بحثى مطرح مىشود كه آيا مدنيت مقتضاى طبيعت بشر است و با اصل آفرينش او عجين است و باصطلاح مدنى بالطبع است و يا مدنى بالجبر است يعنى نيازهاى گوناگون او را مجبور ساخته كه به زندگى اجتماعى تن در دهد و زير اين بار گران برود و گرنه بر اساس طبيعت و ميل باطنى و مطابق غريزه و سرشت وى نيست ؟ حكماى اسلام نوعا طرفدار قول اوّل هستند و لذا در تعبيرات نوعا مىگويند : الانسان مدنى بالطبع كما اينكه مرحوم علامه صاحب كشف المراد و فاضل قوشچى شارح ديگر تجريد الاعتقاد چنين گفته‌اند و گروهى نيز طرفدار راى دومند چنان كه در ميان فلاسفه اروپا و امريكا نيز همين دو نظر به چشم مىخورد فى المثل جان لاك مىگويد : نظر به اينكه خداوند چون طبع انسان را مدنى و اجتماعى ساخته . . . « سير حكمت در اروپا ج 2 ص 124 » ولى اسپينوزا مىگويد : چون افراد انسان در مقابل قواى طبيعت ضعيف و عاجزند و به تنهائى از عهدهء حوادث روزگار بر نمىآيند ناچار به تعاون يكديگر راضى شده و مجتمع مىشوند « سير حكمت در اروپا ج 2 ص 59 » و نيز آقاى طامس هابز كه از حكماى قرن هفدهم انگلستان است مىگويد : اينكه گفته‌اند طبيعت انسان مدنى و اجتماعى است خطا است . . . و اين جمله از وى معروف است كه : انسان براى انسان گرگ است « سير حكمت در اروپا ج 2 ص 112 » بهر حال اين مباحث در جامعه‌شناسى بايد دنبال شود ] . آنچه كه فعلا مسلم است و ضرورت دارد اينكه : بشر موجودى اجتماعى است و زندگى اجتماعى نياز به تعاون و همكارى و هميارى دارد كه هر فردى متناسب با نيروهايش گوشه‌اى از اين پروژهء عظيم تاريخ را جامهء عمل بپوشد .