العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

309

شرح كشف المراد ( فارسى )

حاصل مىشود بنا بر اين آزار رساندن براى منفعت دادن بجا نيست چون اضرارى عبث است و لا يصدر من الحكيم . ( مطلب هفتم ) در مواردى كه مصيبت دادن و آزار رساندن از طرف خدا داراى منفعت بيشترى باشد براى مكلّف ، شرط است كه مكلّف هم به اين آلام راضى باشد و آن را اختيار كند و در اين معامله بايد طرفين راضى باشند ولى رضايت دو گونه است : 1 - رضايت فعلى 2 - رضايت بالقوه حال لازم نيست رضاى فعلى باشد بلكه رضايت بالقوه هم كافى است يعنى همين‌كه بعد از بلاها خدا آن قدر به بندگان عوض مىدهد كه راضى مىشوند و خدا از پيش مىداند كه آنها راضى خواهند شد همين مقدار كافى است . آن هم نسبت به منفعت عظيمى كه هر عاقلى آن را برگزيده و بدان راضى مىشود كه همان ثواب ابدى باشد . بحث كتابى تمام شد ولى از آنجا كه اين بحث حائز اهميت است و نياز به بحث جديدتر و جامعتر دارد لذا به بيان ذيل آن را طرح مىكنيم : يكى از مسائل باب عدل الهى مسأله مصيبتها و رنجهائى است كه بر انسانها وارد مىشود كه بايد ديد اين امور با عدل الهى چگونه سازگار است ؟ چرا جمعى زشت و جمعى زيبا هستند ؟ چرا برخى از انسانها در ناز و نعمت و برخى فقيرند ؟ چرا برخى داراى تنى سالم و روانى صافند و گروهى معلول و يا سفيه و يا مجنونند ؟ چرا سيل‌ها و طوفانها سبب نابودى مىشوند ؟ چرا خداوند بر يك جامعه ستمگران را مسلط مىكند ؟ چرا عزيزان انسان مىميرند ؟ چرا آتش انسان را مىسوزاند ؟ چرا دريا انسان را غرق مىكند ؟ چرا درندگان انسان را نابود مىكنند ؟ و . . .