العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

308

شرح كشف المراد ( فارسى )

خيراتى باشد ، اگر بفرمائيد كه اين بلاها موجب طاعت الهى مىشود مىگوئيم : خود طاعت كه خير نيست بلكه رنج است و اگر بگوئيد بدنبال طاعت ثواب است و ثواب خير است خواهيم گفت ثواب در مقابل طاعت است نه مقابل آلام پس اگر در برابر آلام منفعتى نباشد لازمه‌اش عبث بودن است و هو قبيح محال . ( مطلب ششم ) اگر چنانچه لطف يعنى تقرب به طاعت و تبعد از معصيت هم به لذت حاصل گردد و هم به رنج يعنى خداوند مىتواند ما انسانها را با انعام و اكرام و نعمت دادن به سوى خود جلب كند و از معاصى دور سازد و مىتواند با آلام و مصائب چنين كارى را انجام دهد و به بيان جامعتر : گاهى لطف منحصر است در انعام و الذاذ بشر در اين صورت همين امر واجب مىشود و گاهى لطف منحصر است در آلام و مصائب تا بدين وسيله تقرب حاصل شود در اينجا هم همين امر واجب مىشود ولى گاهى لطف منحصر نيست بلكه اگر انعام كند لطف حاصل است و اگر آلام بدهد هم لطف حاصل است در اين صورت محلّ بحث است : گروهى بر آنند كه مولى و آمر مختار و مخير است و به هر كدام مىتواند لطف كند و اختيار احدهما در تحت مشيت او است امّا لطف نمودن به انعام كه واضح است و امّا لطف نمودن به آلام هم جهت حسن آن در اينست كه مشتمل بر فوائد و عوضهاى بسيار است و لذا بلا مانع است . ولى گروهى مىگويند : در اين فرض لطف به اين نحوه كه از راه آلام ما را به طاعت نزديك كند جائز نيست زيرا كه هدف اصلى با لذت دادن هم