العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

300

شرح كشف المراد ( فارسى )

بدهد يا با آن صفات در اينجا وجوب لطف بر خدا وجوب تخييرى است و نه تعيينى آنگاه لطف تخييرى يك شرط هم دارد و آن اينكه هر كدام از دو بدل حسن و داراى مصلحت باشند و جهت قبحى در ميانه نباشد . البته اين مطلب اجماعى نيست زيرا كه گروهى از عدليه مىگويند عمل قبيح هم ممكن است لطف باشد مثلا ستمگرى ستمكاران داعى شود كه مردمان روى بدرگاه الهى آورده و استغاثه نمايند همانند مريض نمودن خداوند افرادى را كه سبب مىشود بيشتر به خدا روى آورند و استدلال هم كرده‌اند به اينكه : همانطورى كه حصول الم از فعل خداوند لطف است چون موجب مىشود كه انسان بيشتر به ياد خدا باشد همچنين حصول ظلم از بنده هم گاهى لطف است . ولى جواب ما اينست كه : ظلم قبيح است درحالىكه لطف قبيح نبوده بلكه حسن دارد پس ظلم لطف نيست آرى لطف در علم مظلوم به ظلم است نه در خود ظلم ، علم است كه او را به درگاه خدا مىكشاند و از خدا مىخواهد كه ظلم را ريشه كن سازد . در خاتمه : مسأله لطف ابعاد وسيعتر عرفانى و تفسيرى دارد كه در كتب كلاميه عنوان نمىشود از قبيل اينكه : لطف خاص داريم و لطف عام ، الطاف تكوينيه داريم و الطاف تشريعيه ، الطاف جليه داريم و خفيّه كه هر كدام جاى بحث دارند .