العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
295
شرح كشف المراد ( فارسى )
مىكند يا خير ؟ به عبارت ديگر آيا كافر با وجود لطف مكلف است يا با عدم لطف ؟ اگر بگوئيد مع وجود اللطف مكلف است مىگوئيم : اين سخن باطل است چون حقيقت لطف آنست كه ملطوف فيه در آن مورد حاصل باشد و نسبت به كافر اين گونه نيست و اگر بگوئيد مع عدم اللطف مكلف است مىگوئيم : اين نبودن لطف نسبت به كافر از دو حال خارج نيست : 1 - يا همراه است با عدم قدرت خداوند بر لطف 2 - و يا همراه با وجود قدرت است . احتمال اول فاسد است چون مستلزم تعجيز خداوند است درحالىكه قبلا ثابت شد كه قدرت خداوند نامتناهى است و احتمال ثانى هم مستلزم اخلال به واجب است و خداوند اخلال به واجب نمىكند پس نتيجه مىگيريم كه لطف در حق كافر نيست پس كافر مكلف نيست . جواب ما : ما اختيار مىكنيم شق اول را يعنى مىگوئيم : خداوند در حق مؤمنين هر لطفى فرموده در حق كفار هم همان لطف را نموده يعنى براى هر دو ارسال رسل فرموده ، براى هر دو انزال كتب نموده به هر دو عقل داده و . . . منتهى لطف كردن بدان معنا نيست كه ملطوف فيه يعنى هدايت و انجام طاعات حتما حاصل شود زيرا كه اين مستلزم جبر است و قبلا بطلان آن ثابت شد بلكه بدان معنى است كه بنده را به ملطوف فيه نزديك مىكند و وجود ملطوف فيه را بر عدم آن ترجيح مىدهد و خلاصه زمينه ايجاد ملطوف فيه را فراهم مىسازد و امّا اينكه كافر اطاعت نكرده و ايمان نياورده به لحاظ جهت قويترى است كه ارادهء او باشد و اين ربطى به خداوند ندارد . سپس جناب علّامه مىفرمايد : اين سخن وسطى خواجه شايد اشاره به جواب شبهه ديگرى باشد و آن اينكه : اگر لطف بر خدا واجب بود حتما انجام مىداد چون او اخلال به واجب نمىكند و اگر انجام مىداد لازمهاش اين بود هرگز معصيتى از مكلفين صادر نشود چون خداوند بر هر چيزى قادر است