العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

227

شرح كشف المراد ( فارسى )

1 - يا آن عامل مرجح از فعل خود مكلف است . 2 - و يا از فعل خداوند است اگر فعل خود مكلف باشد نقل كلام به خود آن مرجح نموده و همين سخنان را تكرار مىكنيم و تسلسل لازم مىآيد كه باطل است پس بناچار بايد امر منتهى شود به يك مرجّحى از خارج كه مجبور سازد بر فعل و فعل با وجود آن واجب الوجود شود و اين همان جبر است . جواب ما : اوّلا : مكرر گفته‌ايم كه در فاعلهاى مختار علّت تامه داراى دو ركن است : 1 - قدرت ذاتيه فاعل 2 - داعى فاعل و مكرر گفته‌ايم كه اگر نظر به ذات قدرت بدوزيم و از داعى صرفنظر كنيم صدور الفعل من الفاعل ممكن به امكان ذاتى است ولى اگر داعى را هم مد نظر قرار دهيم صدور الفعل ضرورى و واجب مىگردد ولى چنين وجوبى سبب جبر نيست الوجوب بالاختيار لا ينافى الاختيار بل يحققه زيرا هر قادر مختارى عند وجود الداعى صدور فعل از او ضرورى خواهد بود اين مطلب در حق پروردگار ثابت است و همين معنا را نسبت به مكلفين مىگوئيم كه بالنظر الى القدرة الذاتيه صدور فعل همراه با احتمال لا صدورى است ولى بالنظر الى الداعى صدور الفعل حتمى شده و لا صدورش ممتنع مىشود ولى جبر هم نيست ثانيا خود شما اشاعره معتقديد كه قادر مختار مىتواند يكى از دو مقدورش يعنى فعل يا ترك را بر ديگرى ترجيح دهد بدون هيچ مرجحى و ترجيح بلا مرجح را تجويز مىكنيد و بقول ابو الحسن اشعرى : انسانى كه از درنده‌اى مىگريزد اگر بر سر دوراهى برسد كه هر دو مساويند بدون مرجح يكى را برمىگزيند و كذا انسان گرسنه اگر دو قرص نان مساوى داشته باشد يكى را بر ديگرى بدون مرجح انتخاب مىكند و كذا انسان تشنه اگر دو ظرف آب مساوى داشته باشد يكى را بر ديگرى انتخاب مىكند بلا مرجح و اصولا بر