العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
222
شرح كشف المراد ( فارسى )
و فعل ما است نه فعل حق و طاعات و معاصى از اين قبيل است فانتظروا فانّ الوصول الى النعمة بعد الانتظار جميل . دليل دوّم : اشعرى مدعى است كه مريد همه طاعتها و معصيتها خداوند است بدليل اينكه اگر مريد اين امور خدا نباشد بلكه خود شخص باشد اگر فرض كرديم كه خدا از شخص كافر طاعت را مىخواهد ولى خود كافر مريد معصيت است در چنين فرضى يا اينست كه مراد هر دو محقّق مىشود اجتماع نقيضين خواهد بود و هو باطل و يا اينست كه مراد هيچكدام از خدا و بندهء كافر محقق نخواهد شد كه اين ارتفاع نقيضين بوده و باطل خواهد بود و يا اينست كه مراد خدا محقق شده و مراد عبد واقع نمىشود كه اين موجب جبر است و همين صحيح است و يا اينست كه در خارج مراد عبد كافر واقع شده يعنى معصيت انجام مىگيرد لازمهاش آنست كه ارادهء خداوند مغلوب اراده كافر گردد يعنى خواست خدا انجام نگرفت ولى خواست كافر انجام گرفت پس اراده كافر غالب و اراده خدا مغلوب است و اين لازم فاسد است زيرا كه ارادهء خدا ما فوق همه ارادهها است و غالب بر همه چيز است و مغلوبيت در ذات حق راه ندارد پس مريد معاصى هم خدا است . جواب ما : خداوند از كافر مريد طاعات است ولى نه جبرا بلكه مىخواهد كه كافر با ارادهء خويش اطاعت كند ، آرى اگر خداوند بطور مطلق مىخواست كه كافر اطاعت كند چه بخواهد و چه نخواهد در اين صورت حتما و الّا و لا بد اراده الهى محقق مىشد ولى خدا مىخواهد كه بشر با اراده و اختيار اطاعت يا معصيت كنند و چنين مشيتى يكى از مقدماتش اراده خود عبد است و لذا بدون اراده عبد محال است كه طاعت يا معصيتى انجام پذيرد . دليل سوّم : آنچه را كه خدا از ازل مىدانست كه محقق مىشود واجب الوجود بوده حتما بايد محقق شود و آنچه را كه مىدانست كه محقق نمىشود