العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
221
شرح كشف المراد ( فارسى )
خداوند در قرآن بندگانش را به امورى فرمان داده و از عباد آنها را خواسته و از امورى نهى فرموده و بر عبادش كراهت داشته و لا ريب در اينكه خداى حكيم [ كه فاعل مختار و ذىشعور است ] امر نمىكند مگر به كارى كه مطلوب و محبوب او باشد و نهى نمىكند مگر از كارى كه مبغوض و مكروه او باشد و گرنه عبث خواهد بود آنگاه اگر اطاعت مكروه ذات حق بود نبايد بدان امر مىكرد و اگر معصيت از كافر مراد حق بود چرا نهى فرموده ؟ . دليل سوّم : اگر بنا باشد هر چه كه در خارج تحقق مىيابد اعم از طاعات و معاصى مراد حق باشد پس بايد شخص كافر بواسطه كفر ورزيدن مطيع شمرده شود زيرا كه وى كارى را كرده كه خدا از او خواسته كه معصيت باشد و اجتناب كرده از آنچه مكروه حق است و همچنين بايد جميع گناهكاران امت اسلامى مطيع باشند چون مراد را انجام داده و از مكروه الهى اجتناب نمودهاند درحالىكه اين سخن بالبداهة باطل است و اشعرى هم بدان ملتزم نيست چون با اين سخن مسأله ثواب و عقاب ، بهشت و دوزخ ، وعده و وعيد قابل توجيه نيست . و امّا دلائل اشاعره : از قول اينها نيز در كتاب سه دليل مطرح و پاسخ داده شده است . دليل اوّل : تمام چيزهائى كه در خارج محقق مىشود فاعل و ايجاد كنندهء آن خدا است چون همه را او آفريده اعم از طاعات يا معاصى ، خوب يا بد و . . . بنا بر اين قبائح و زشتيها هم به خدا مستند بوده و با ارادهء او انجام مىگيرد زيرا انجام هيچ كارى بدون اراده براى فاعل مختار ميسر نيست . جواب ما : در مسأله ششم كه داستان جبر و اختيار مطرح خواهد شد ثابت خواهيم نمود كه برخى از افعال و كارهاى ما به خود ما مستند مىباشد