العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
220
شرح كشف المراد ( فارسى )
نيكى كه فاعل انجام داده و مستحق مدح شده است و منظور از قبح فعلى عبارتست از عمل زشتى كه فاعل انجام داده و بخاطر آن مستحق مذمت گرديده و منظور از حسن فاعلى عبارتست از اينكه شخص كار نيكى انجام نداده ولى حسن سريره داشته و مريد كار نيك مىباشد . و منظور از قبح فاعلى آنست كه فاعل كار زشتى بجا نياورده ولى سوء سريره داشته و مريد قبيح بوده است و نسبت ميان حسن فعلى و فاعلى عموم و خصوص مطلق است يعنى هركجا حسن فعلى باشد كاشف از حسن فاعلى هم هست و لا عكس و هكذا نسبت ميان قبح فعلى و فاعلى [ و در اصول از حسن فعلى تعبير به اطاعت و از حسن فاعلى تعبير به انقياد و از قبح فعلى تعبير به عصيان و از قبح فاعلى تعبير به تجرّى مىشود ] حال در نزد عقلاء عالم همانطورى كه شخص را بر انجام كار نيك مدح مىكنند بر حسن فاعلى هم مدح مىكنند و در مقابل همانگونه كه شخص را بر ارتكاب كار زشت ملامت مىكنند بر قبح فاعلى يعنى ارادهء فعل قبيح هم سرزنش مىكنند با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : فعل حسن ، حسن است و از مولاى حكيم صادر مىشود و ارادهء كار نيك هم نيكو است و از خداى حكيم صادر مىشود و كراهت از كار نيك ، زشت است و از مولاى حكيم صادر نمىشود پس خداوند نسبت به طاعات و نيكىها مريد است و نه كاره . متقابلا كار زشت ، زشت است و از مولاى حكيم صادر نمىشود و ارادهء فعل قبيح هم قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود كراهت از فعل قبيح حسن است و از مولاى حكيم صادر مىشود پس خداوند نسبت به معاصى كاره است و نه مريد . دليل دوّم : هنگامى كه ما به قرآن رجوع مىكنيم ملاحظه مىكنيم كه :