العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

211

شرح كشف المراد ( فارسى )

2 - عدليه مىگويند : بعضى از افعال فى حد نفسه حسن دارند و برخى ذاتا قبيح هستند و خداوند متعال هرگز كار قبيح انجام نمىدهد و هرگز به واجبى از واجبات هم اخلال نمىرساند . و ما براى اثبات اين مدّعا به سه دليل تمسك مىكنيم : دليل اوّل : خداوند متعال داعى بر فعل قبيح ندارد ، و هر فاعلى كه داعى بر فعل قبيح يا بر اخلال به واجب نداشته باشد وقوع فعل قبيح از او محال است ، پس صدور كار قبيح يا اخلال به واجب از خداوند محال است . امّا اثبات صغرى : شخصى كه فعل قبيح انجام مىدهد داراى يكى از دواعى و انگيزه‌هاى ذيل است : 1 - فردى لا ابالى و بىباك است يعنى باكى از ملامت ديگران ندارد ، باكى از عذاب جهنم ندارد و خود را ملزم ننموده كه مردى پارسا باشد اين انگيزه در ذات حق نيست زيرا خداوند عبث كارى نيست كه به هر كارى تن دهد . 2 - انسانى جاهل و نادان است يعنى از قبح و زشتى كار قبيح آگاه نيست و لذا مرتكب مىشود . اين انگيزه هم در مورد خداوند مفهومى ندارد زيرا كه خداوند عالم على الاطلاق بوده و چيزى بر او مجهول نيست . 3 - به قبح كار عالم است ولى نيازمندى او را به ارتكاب قبيح وامىدارد مثل كسى كه مضطر مىشود بر شرب خمر اين انگيزه هم در ذات حق نيست زيرا خداوند غنى مطلق است و نياز به هيچ وجه در ساحت قدس او راه ندارد . 4 - قبح كار را مىشناسد ولى مجبور مىشود كه آن را انجام دهد مثلا ستمگرى وى را مجبور مىسازد . اين انگيزه نيز در مورد خداوند مرده است زيرا نيرو و قدرتى برتر و بالاتر از او وجود ندارد تا او را بر انجام كارى مجبور