العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

207

شرح كشف المراد ( فارسى )

جهات و اعتبارات و ملاحظات مختلف نشود [ يعنى چنين نباشد كه امرى به يك لحاظ حسن و به اعتبار ديگر قبيح شود ] و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : مقدمه : احكام و قضاياى عقليه كليت داشته و در جميع احوال ثابتند يعنى چيزى را كه عقل حسن بشمارد براى هميشه حسن مىشمارد و هكذا در قبيح و تغيير و تعويض در احكام عقليه نيست با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : اگر حسن و قبح اشياء عقلى باشد نبايد جهات و اعتبارات در آن مداخله نموده و آنها را عوض كند . بيان ابطال لازم : در خارج مشاهده مىكنيم كه كذب مثلا گاهى قبيح است اگر سبب هلاكت مؤمنى گردد ولى گاهى حسن است اگر سبب نجات و حفظ جان پيامبرى از خطر باشد و هكذا صدق نافع و ضار حال اگر حسن و قبح عقلى بود نبايد كذب در يك جا حسن و در جاى ديگر قبيح باشد و هكذا الصدق درحالىكه بالاجماع چنين نيست پس معلوم مىشود كه حسن و قبح اشياء عقلى نيست و وقتى عقلى نبود خود به خود شرعى بودن آنها معيّن مىشود و هذا هو المطلوب . دليل سوّم : اگر حسن و قبح اشياء عقلى محض باشد مستلزم اينست كه گاهى جهات مختلفه با يكديگر تعارض نموده و انسان فرو بماند در مسأله كه چه كند ؟ بعنوان مثال اگر شخصى به شما بگويد : من قول مىدهم كه فردا حتما دروغى را بر زبان جارى كنم در اينجا چه بايد كرد ؟ اگر بگوئيم وفا به اين وعده‌اى كه داده واجب است لازم مىآيد كه كذب در فردا را تحسين كرده باشيم يعنى حكم كنيم به اينكه دروغ گفتن در فردا حسن و بايستنى است و اگر بگوئيم : وفاى به اين وعده لازم نيست چون دروغ‌گوئى بد است لازم مىآيد كه صدق و راستگوئى را تقبيح كرده باشيم و بگوئيم اين سخن امروزى خود را تكذيب كن و عمل نكن و فردا دروغ نگو حال اگر حسن و قبح عقلى