العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
208
شرح كشف المراد ( فارسى )
باشد در اين گونه موارد عقل متحير مىشود كه چه حكمى بنمايد ؟ ولى اگر شرعى باشد معطلى ندارد بلكه شارع مقدس وظيفه ما را بر يك طرف مسلم مىكند . جواب ما از دليل دوم و سوم : جواب مشترك : هنگامى كه دو عنوان با يكديگر تعارض نمودند و يكى از آن دو اهم و آن ديگرى مهم بود انسان عاقل اهم را انتخاب مىكند يعنى از ميان دو حسن آن را كه احسن است انتخاب مىكند و بقول قرآن : فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ و از ميان دو قبيح آن را كه اقبح است رها كرده و آن را كه اقل قبحا است برمىگزيند با اين حساب مىگوئيم : در دليل دوّم شما عنوان كذب با عنوان تخليص نبى معارض شده يعنى از طرفى كذب قبيح است و از طرفى تخليص نبى حسن است و عنوان صدق با عنوان هلاكت و قتل نبى معارض شده كه از طرفى صدق حسن است و از طرفى قتل نبى مفاسد بزرگى داشته و قبيح است حال عقل مىگويد : دروغ گفتن بد است ولى حفظ جان پيامبر مصلحت بزرگترى دارد اين را كه اهم است انتخاب كن پس قانون تزاحم كه ميان دو واجب يا دو حرام يا يك واجب و يك حرام محقّق مىشود در اين گونه موارد مشكل را حلّ مىكند و در دليل سوّم شما هم دروغ گفتن در فردا دو جهت مفسده و قبح دارد يكى خود فعل كذب و دروغ گفتن پس قبح فعلى هست و يكى هم نيت بد كه از ديروز عزم بر كذب داشته پس قبح فاعلى هم دارد و تنها يك حسن دارد كه تصديق وعدهء امروزت باشد و صدق حسن است متقابلا اگر فردا دروغ نگويد دو جهت حسن دارد يكى ترك الكذب و ديگرى ترك العزم على الكذب و تنها يك جهت قبح دارد كه تكذيب حسن امروزت باشد و الكذب قبيح و انسان عاقل در مقام تزاحم آن را كه اهم است يعنى اقل مفسدة و يا اكثر مصلحة است انتخاب مىكند . جواب اختصاصى : در دليل دوّم شما مىگوئيم : تخليص نبى منحصر به