العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
194
شرح كشف المراد ( فارسى )
و خلاصه اينكه نظام از قوه به فعليت در جميع ماديات حكمفرما است يعنى پيوسته از قوه و استعداد به فعليت و وجود خارجى رسيده و على الدوام كلّ هستى در حال شدن است امّا حقائق مجرده هر كمالى را كه لائق به حال آنها باشد بالفعل در خارج دارند و هر چه را كه ندارند براى هميشه نخواهند داشت چون متناسب آنها نيست حال خداوند حقيقتى مجرّد و كامل على الاطلاق است پس او تمام است يعنى هر كمالى را كه لايق به ذات او است بالفعل دارد و هر چه را كه ندارد از مقوله نقائص بوده و براى او محال است و نيز خداوند فوق التمام است يعنى برتر و بالاتر از هر كمال و كاملى او است زيرا كه تمام اين كمالات را كه ديگران دارند از آن او است و حق اين كمالات را به موجودات داده پس خود او ما فوق تمام اين امور است . ( 4 - خداوند حق است ) واجب الوجود بودن خداوند اقتضا مىكند كه او حق باشد ، حق چند معنا دارد : 1 - حق يعنى امر ثابت و مسلّم الثبوت و ضرورى التحقق . 2 - حق يعنى هر چيزى كه هميشه و دائما ثابت است و هيچگاه تغيّر و بطلان در او راه ندارد . 3 - حق يعنى راست و درست كه اين در رابطه با گفتار و پندار است مىگوئيم : فلان گفتار حق است و يا صدق است يعنى با واقع منطبق است و نيز فلان پندار حق است يعنى با واقع منطبق است حال همهء اين معانى به نحو اتم و اكمل در ذات خداوندى وجود دارد يعنى او ذاتى مسلم الثبوت است ، ذاتى دائمى است ، ذاتى غير قابل تغيير و نيستى و بطلان است پس ذات او از هر