العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
148
شرح كشف المراد ( فارسى )
( 2 - خداوند مثل ندارد ) يكى از صفات سلبيه خداوند اينست كه : خداوند مثل و مانندى ندارد و بقول قرآن : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ توضيح مطلب : در منطق آموختهايم كه مثلان عبارتند از دو موجودى كه در يك ذات و ماهيت با يكديگر شريك و همسانند و در عوارض خارجيه از يكديگر امتياز دارند فى المثل زيد و عمرو مثلانند يعنى در خارج به دو وجود موجودند و هر يك داراى مشخصاتى هستند ولى ماهيت هر دو انسان يعنى حيوان ناطق است يا مثلا انسان و فرس هر دو در خارج موجود و از لحاظ نوع متفاوتند يكى از حيوان ناطق و ديگرى حيوان صاهل [ شيههكننده ] است ولى در يك حقيقت واحدهء جنسيه بنام حيوان مشتركند و هكذا . . . با حفظ اين مطلب مىگوئيم : اكثريت مطلق با خداباوران جهان بر آنند كه : خداوند مثل و نظير و شبيه ندارد و سبحان اللّه عما يصفون و دليلشان اينست كه : اگر خداوند مماثلى مىداشت لازم مىآمد كه هر كدام از متماثلان داراى ماهيتى باشند كه با ديگرى مشتركند و داراى وجود خارجىاى باشد كه از يكديگر ممتازند پس لازم مىآيد تركيب از ماهيت و وجود و يا جنس و فصل و تركيب مستلزم احتياج است و احتياج مستلزم امكان است و امكان قسيم واجب است پس واجب الوجود بودن خداوند وجود مثل را نفى مىكند پس ذات خداوندى من جميع الجهات بىهمتا بوده وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ولى گروهى از معتزله كه معروف به بهشميه [ به كسر باء و فتح هاء و سكون شين و كسر ميم و تشديد ياء ] هستند يعنى پيروان ابو هاشم جبائى گفتهاند : خداوند در مرحلهء ذات و ماهيت با ساير ذوات و ماهيات همانند بوده و امتيازى