العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
125
شرح كشف المراد ( فارسى )
امّا در مورد خداوند اين مراحل و مقدمات مفهومى ندارد چون مستلزم جهل و نقص است و ذات حق از هر عيب و نقصى منزه است پس بايد ديد مراد از ارادهء خدا چيست ؟ با حفظ اين مقدّمه وارد بحث مىشويم : امّا مبحث اوّل : همهء متكلمين اسلامى اتفاق نظر دارند در اينكه خداوند متعال مريد است منتهى در بيان ماهيت ارادهء خداوند اختلاف دارند و جمعا چهار تعريف براى صفت اراده ذكر شده است : 1 - ابو الحسين بصرى و نظام جاحظ و ابو الهذيل علاف و محمود خوارزمى كه از متكلمين سترگ معتزله هستند مىگويند : ارادهء خداوند عبارتست از همان داعى بر فعل و داعى را تفسير كردهاند باينكه : خداوند در ازل عالم بود به اينكه آفرينش عالم در فلان مرحله مصلحت دارد و همين علم به مصلحت باعث شد كه خداوند اين ممكنات را در مراحل مختلفه و هر كدام را در ظرف زمانى و مكانى خود بيافريند پس اراده عبارتست از علم به مصلحت كه آن علم مصلحت داعى بر ايجاد گرديد . 2 - حسين بن محمد نجار كه از علماء معتزله است مىگويد : اراده يك صفت سلبى است و وقتى مىگوئيم خداوند مريد است منظور اينست كه خداوند مغلوب چيزى نيست و كسى نمىتواند او را بر انجام كارى مجبور سازد و خلاصه فاعل موجب نيست . اشكال اين نظريه اينست كه صفت ثبوتى را به سلبى برگردانده و سيأتى كه اين باطل است . 3 - ابو القاسم كعبى كه از دانشمندان معتزله است مىگويد : خداوند مريد است يعنى خداوند نسبت به افعال خويش عالم است و نسبت به افعال بندگان آمر است . اشكال اين نظريه در قسمت اوّل اينست كه اگر منظور از علم ، علم مطلق است مىگوئيم : بنا بر اين صفت اراده برگشت به صفت علم