سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
50
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
باصحاب پيغمبر توهين و يا انتقادى نمود ولى خودشان هر چه ميخواهند باصحاب پيغمبر ميگويند و مىنويسند حتّى نسبت كفر و شرك به آنها ميدهند احدى حق جواب به آنها نبايد داشته باشد ؟ ! ! اگر تبعيض بد است همه جا بايد بد باشد و اگر انتقاد جائز است چرا وقتى شيعيان مطابق آنچه علماى تسنن در كتب خود نوشتهاند مىنويسند يا نقل مينمايند مشرك ميشوند و آنها را رافضى ميخوانند ! ! ولى وقتى خودشان نوشتند و از صحابه خاص پيغمبر و محبوب آن حضرت ( بنا بر روايات منقولهء خودشان ) انتقاد ميكنند بلكه توهين نموده و نسبت شرك و بىدينى ميدهند . صحيح و بجا مىباشد ؟ درد دلها بسيار است بگذاريم و بگذريم . در فصل دوم باب 7 تهمتها و نسبتهاى ناروائى بشيعيان ميدهد از جمله عقايد غلات لعنهم اللّه را بشيعيان پاك موحد نسبت ميدهد و حال آنكه بين عقايد شيعه جعفرى اثنا عشرى با غلات فرق بسيار است و اين مرد مرموز از روى تعصب يا غرضرانى يا بىاطلاعى بشيعيان پاك و پيروان اهل بيت طهارت تهمت مىزند . براى روشن شدن مطلب و پى بردن بغرضرانى او مراجعه شود به ص 171 تا ص 176 و نيز به ص 187 همين كتاب تا بدانيد شيعيان پاك غالى نيستند بلكه مسلمان و مؤمن موحد پاك ميباشند . در اوايل همان فصل نوشته شيعيان قائل بخلافت على عليه السّلام گرديدند و حال آنكه هيچ دليل و نصّى از آيه و حديث صراحت بر اين امر نداشته - جوابش در ص 317 تا ص 322 و نيز در ص 740 همين كتاب موجود است مطالعه نمائيد . و نيز در همان فصل نوشته عقيده بوصايت على از جعليات شيعه است جوابش در ص 647 تا ص 654 و ص 932 و از ص 988 تا ص 995 همين كتاب داده شده مراجعه نمائيد تا دكتر مفترى را بشناسيد . با آنكه در افضليت على عليه السّلام بر صحابه قول ابن ابى الحديد معتزلى را در همان فصل نقل نموده مع ذلك روى تعصّب يا غرض و عناد آن را انكار مينمايند و ابن ابى