سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
28
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
براى پى بردن بأصل حقيقت لازم است مراجعه شود بص 656 تا ص 668 همين كتاب در ص 7 حديث با عظمت غدير را بعنوان دليل بر خلافت و امامت انكار نموده و مطلب را بسيار ساده و كوچك جلوه ميدهد بسيار لازم است خوانندگان محترم مراجعه كنند بص 600 تا ص 624 همين كتاب تا عظمت مطلب را واضح و آشكار مشاهده نمايند و لعن بر كذّاب و دروغگو بنمايند . در ص 8 گويد چون أبو بكر مونس و يار غار پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و در مرض موت بامر آن حضرت نماز را با امت خوانده تمام امت بالاتفاق با ميل و رغبت تمام با او بيعت كردند . اوّلا توقف و مصاحبت چند روزه براى ابى بكر ممكن است افتخارى باشد ( چه آنكه هر جاهلى در مصاحبت عالم افتخارى دارد ) ولى چنين مسافرت و مصاحبت هرگز دليل بر ثبوت خلافت نخواهد بود علاوه بر آنكه جواب آيه غار و استشهاد به آن را در ص 375 تا ص 382 دادهايم . نماز خواندن ابى بكر با امت ( بفرض ثبوت ) دليل حق تقدم در امر خلافت نخواهد بود ثانيا نيابت نماز ابى بكر از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بطور قطع ثابت نيست بر فرض ثبوت دليل بر حقانيت و حق تقدم بر خليفه منصوص ابو الفضائل نخواهد بود چه خوبست براى تقريب اذهان مثلى آوريم اگر پادشاهى كه وليعهد ثابت دارد هرگاه در بسيارى از كارها از قبيل افتتاح امكنه يا استقبالها يا شركت در جشنها و غيره فردى از بستگان را بعنوان نماينده خود بفرستد آيا پس از مرگ پادشاه آن نماينده ميتواند با عدّهاى طرفدار دعوى نيابت سلطنت نموده و وليعهد ثابت را از كار بر كنار و خود را سلطان بخواند بدليل آنكه روزى بنمايندگى پادشاه در فلان امر يا جشن و يا استقبال شركت نموده و يا در مسافرت چند روزهاى با پادشاه بودهام قطعا جواب عند العقلاء منفى مىباشد . مثل ديگرى نزديكتر بمطلب عرض كنم كه اگر فقيه و مجتهدى مريض گردد