سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
27
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
گرچه اين شيخ مردود قابل اعتنا نبوده كه نام او برده شود و خيلى هم متأثرم كه نام محرّف او را اجبارا در اين سطور آوردهام . بديهى است هر كلمه از كتاب او جوابهاى واضح منطقى دارد كه اين وجيزهء مختصر مجال نقل تمام آنها را نميدهد ولى ناچارم براى بيدارى و روشن شدن بعض از جوانان فريبخوردهء خواب رفته ببعض از جهات آن فقط اشاره نمايم . در ص 3 كتاب گويد در زمان حضرت رسول اسمى از شيعه يا سنى مذكور نبوده است - راجع بسنى شايد آنطور باشد كه نوشته ولى راجع به شيعه غلط رفته خوبست خوانندگان محترم براى پى بردن به غلطكاريهاى او مراجعه نمايند به ص 153 تا ص 156 همين كتاب تا روشن شوند كه شيخ مردود تا چه اندازه مانند مولايش معاويه كذّاب و دروغپرداز بوده . ايضا در همان صفحه گويد و مؤسس اساس تشيّع ابن سباء يهودى بوده جواب ترّهات او از ص 171 تا ص 176 و از ص 187 تا ص 190 داده شده . و در ص 5 گويد در قرن دهم هجرى دوره سلطنت شاه اسماعيل مذهب تشيّع در ايران رسميّت پيدا نمود - جوابش از ص 162 تا ص 166 داده شده و نيز در همان صفحه گويد ابو بكر اسن و اورع و اليق بمقام خلافت بوده به اين جهت مهاجر و انصار با نهايت رغبت با او بيعت كردند . اولا جواب اسن بودن ابى بكر در ص 495 تا ص 497 و از ص 891 تا ص 896 داده شده . ثانيا جواب اورع و اليق بودن ابى بكر را در ص 823 تا ص 833 مطالعه خواهيد فرمود . و در ص 6 گويد دليلى بر خلافت امير موجوده نبوده - براى روشن شدن دليل و نص مراجعه شود بص 317 تا ص 325 تا حقيقت واضح گردد . و در همان صفحه منع نمودن عمر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از وصيت و مانع شدن از آوردن قلم و كاغذ جهة اجراء امر وصيت را اعتراف نموده ولى در مقابل تأويلات بارده مينمايد ،