ناصر خسرو

17

زاد المسافر ( فارسى )

قول سيوم اندر حواس ظاهر نفس مردم مر قول و كتابت را كه مر او را علم از آن به حاصل شود ، به حاسّت‌هاى سمع و بصر ( اندر ) يابد ، بدين سبب سپس از سخن اندر قول و كتابت ، سخن اندر حواس ظاهر گفتيم . پس گوييم كه حواس پنج‌گانه اندر جسد مر نفس را آلت‌هاست كه نفس بدان چيزها « 1 » ( را ) اندر يابد ، وز حواس حيوان بعضى شريف‌تر از بعضى است و شرف آن بر يكديگر به حكم منفعت‌ها و مضرّت‌هاست كه حيوان بدان حواس مر منافع را بجويد وز مضرّت‌ها بپرهيزد ، پس حاسّتى كه اندر آن مر او را منفعت بيشتر است شريف‌تر است . و شرف حواس حيوان بىسخن بر يكديگر نه چو شرف حواس مردم است بر يكديگر ، بل كز آن بعضى هست كه موافق است و بعضى هست كه مخالف است . و بيان اين قول آن است كه گوييم : اندر حاسّت بساونده كه آن عام‌تر است - بدانچه بسودن مر حيوان را اندر همهء جسد اوست - مر حيوان را منفعت آن است كه ( از ) درد و رنج كه بدان هلاك شود ، بدين حاسّت حذر كند و [ مر جفت خويش را به سبب لذّت مجامعت به قوّت اين حاسّت ] جويد تا نوع خويش را از فنا به زايش نگاه دارد ، و اندر حاسّت چشنده مر حيوان را منفعت [ آن است كاندر غذاى خويش ] بدين حاسّت رغبت كند . و مر حاسّت بساونده را اندر حيوان بىسخن بر حاسّت چشندهء او فضل است ، از [ بهر آنكه حاسّت چشندهء ] حيوانات ضعيف

--> ( 1 ) . A : چيزهاى .