عبد الرزاق اللاهيجي

77

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

و حقّ آن است كه عقل مىيابد حسن تكليفات را . امّا به نظر ، نه به ضرورت . و دليل بر حسن تكليف آن است كه نفس ناطقه مجرّد است و صاحب قوّتهاى مختلفهء متضادّه ، كه اعظم آنها عقل است و شهوت . كه به يكى مستعدّ كمال تحصيل معرفت الهى و استحقاق قرب جوار ربّ العالمين ، و به ديگرى مهيّاى محافظت بر امور نظام بدن كه غرض اصلى از آنها حفظ وجود شخصى و نوعى انسان است . و سائر قوى بعضى جنود و اعوان عقلند ، و بعضى جنود و اعوان شهوت . و به ضربى از تدبير ، تواند بود كه طايفهء دويم از قوى ، برگردند به طائفهء اولى به اعانت قوت عقلى ، بدون آنكه ضررى در غرض اين طائفه متصوّر شود . و اقل مراتب اعانت مذكوره آن است كه معارضهء با قوت عقلى نكنند ، و وى را از غرض اصلى وى بازندارند . و با همان تدبير مذكور ، طائفهء اوّل بر مىگردند ، به اعانت و خدمت قوت شهويه ، به طائفهء دوّم ؛ به حيثيّت كه مكلف بالكلّيه از غرض اصلى خود بازماند . و از استحقاق جوار ربّ العالمين محروم گردد . و حال آنكه غرض اصلى از وجود انسان تحصيل استحقاق مذكور است كه غايت قوت عقل است . و غايت و غرض از قوّت شهوت كه موجب حفظ وجود تعلّقى است ، نيست مگر اينكه او را در مدّت وجود تعلّقى ميسّر شود تحصيل استحقاق مذكور . و تدبير مذكور ضبط قواى شهويّه است از ميل به طرفى افراط و تفريط كه يكى موجب اضرار به غرض قوت عقلى است و يكى مودّى به فوت غرض مطلوب از خود ، كه آن نيز منجرّ غرض قوّت عقلى است . و ضبط مذكور مقدور اكثر عقول ، بلكه به وجه تمام و كمال ، مقدور هيچ عقلى نيست . بلكه موقوف است به تعريف الهى كه به صدور اوامر و نواهى متحقّق تواند شد ، كه عبارت از آن است تكليف شرعى . پس صدور تكليف از واجب الوجود حسن باشد عقلا ، بنابر اشتمال بر فائدهء عظيمه ، كه بدون آن حاصل نتواند شد . اين بود بيان حسن تكليف ، و بيان وجوب نيز در باب نبوّت بيايد ، ان شاء اللّه تعالى العزيز . و چون حسن تكليف را دانستى ، بدان كه حسن تكليف مشروط است به