عبد الرزاق اللاهيجي

35

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

متكلمين بر آنند كه از قسم تقدّم بالذات كه قسم سادس از اقسام تقدّمش دانند : يعنى چون تقدم اجزاى زمان بعضى بر بعضى . و حكما چون تقدم اجزاى زمان را نيز تقدّم زمانى دانند ، و تقدّم زمان را مطلقا مستلزم زمان ، گويند : نتواند بود كه تقدّم عدم عالم بر وجودش از باب تقدّم زمانى باشد كه متقدّم جمع نتواند شد با متأخّر در وجود . چه عدم اجتماع در وجود كه منشأاش غير قارّ الذّات بودن است ، مخصوص است به زمان و حركت . و مستلزم است كه قبل از وجود عالم ، حركت و زمان باشد ، و اين بديهى البطلان است . و از حكما صريحا منقول نيست كه تقدم عدم ممكن ، بر وجودش از كدام قسم از اقسام تقدّم است . و اينكه در افواه مشهور است كه حكما تقدّم عدم عالم را بر وجود ، تقدّم ذاتى دانند ، غلط است . چه تقدّم ذاتى نزد حكما ، تقدّم بالعلّية است . و آن تقدّم علّت تامّه است بر معلول . پس چون بود كه عدم عالم ، علّت تامهء وجود عالم باشد ؟ بلكه ايشان چون نفى تقدّم زمانى از عدم سابق كنند ، پس عدم سابق را زمانى ندانند ، بلكه ذاتى دانند . پس ايشان عدم مقدم بر وجود را عدم ذاتى دانند نه زمانى ، نه اينكه تقدّمش را تقدم ذاتى دانند . و اين هذا من ذاك . و آنچه از كلام شيخ در شفا و غير آن ظاهر مىشود ، آن است كه تقدّم عدم بر وجود ، از قسم تقدّم بالطبع باشد كه تقدم محتاج اليه است بر محتاج . و شك نيست كه عدم ذاتى ممكن ، موقوف عليه وجود غيرى است . چه اگر ممكن معدوم نباشد بحسب ذات ، قبول وجود نتواند كرد از غير ، چنان كه دانسته شد .