ضياء الدين جرجانى
86
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )
وى بدانند ، زيرا كه خداى تعالى داند آن را كه ظاهر و باطنش يكى بود و از هر كسى فاضلتر بود ، و هرگز گناه و معصيت نكرده باشد و نكند ، و آنچه بدين ماند . و چون چنين باشد ، اختيار خلق در گماشتن امام باطل باشد ، زيرا كه خلق احوال يكديگر به حقيقت ندانند . فصل چون امام بدين سان و بدين صفت بايد كه گفتيم ، دانستيم كه بعد از مصطفى ( ص ) امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) امام است كه اتفاق است ميان ما و معتزله « 1 » كه او معصوم بود . و بخاريان و ديگر مخالفان گويند كه هر يكى از صحابه توبهكار بودند و على ( ع ) عابد بود ، يعنى به توبه كردنش حاجت نبود ، كه بىگناه و معصيت بود ، و از هر يكى عالمتر و فاضلتر بود كه از پس مصطفى ( ص ) - اگر چه شغل امامت به دست ديگران بود - در حكمها و حادثهها كه افتادى ، و مسألههاى مشكل اعتماد بر وى بود و خصلتهاى فضل - كه در هر يكى بعضى بود - جمله در وى حاصل بود كه در ايمان و اسلام بر همه كس سابق بود ، و نزديكتر از وى به مصطفى ( ص ) كس نبود ، و غزا و جهاد كردن كار وى بود ، و به نفقه كردن و صدقه دادن از هر كسى بيشتر بود ، و به زهد و پرهيز بىمثل بود ، و در شجاعت و مردى و دليرى ، طاق و بىهمتا بود ، و آنچه بدين ماند از انواع فضل كه در وى بىشمار بود . دليل ديگر بر امامت امير المؤمنين ( ع ) ، قول خداست كه : « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » « 2 » تا آخر آيه ، يعنى ولىّ شما - كه طاعتش فريضه بود - بايد كه خداى تعالى بود و رسولش و آن كس كه در ركوع زكات به درويش داد و خداى تعالى اين آيه در حق وى فرستاد .
--> ( 1 ) . پيروان و اصل بن عطا كه نيكى را از خداوند و بدى را از نفس انسان مىدانند ، و مرتكب گناه كبيره را نه مؤمن و نه كافر مىشناسند . گروهى از ايشان در مسئلهء امامت با شيعه قريب العقيده هستند . ( دهخدا ) ( 2 ) . مائده / 55 .