ضياء الدين جرجانى
85
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )
بود كه كسى را ناشايستى فرمايد ، اگر فرمانش نبرد واجب از دست بداشته باشد ، و اگر فرمانش برد ناشايستى كرده باشد و در خداى تعالى عاصى شده باشد . و معصوم آن بود كه خداى تعالى داند كه او هرگز گناه نكند ، نه بزرگ و نه كوچك و هيچ واجبى از دست بندارد . فصل بايد كه اين امام از هر كس داناتر بود ، به جملهء احكام شريعت عالم بود ، زيرا كه خلق را در عادتها و احكامها و كارهاى مشكل رجوع با وى بود ، و هر كسى به وى دست زند . اگر وى به چيزى درماند ، آن كارها بر هر كسى بسته شود و خلق درمانند . و بايد كه هر كسى فاضلتر بود ، و به ثواب از هر كسى بيشتر بود ، زيرا كه تعظيم كردنش و بزرگ داشتن او بر هر كسى واجب نباشد ، و در كارها فرا پيش هر كسى داشتنش نيكو نباشد كه تقديم مفضول بر فاضل زشت باشد . فصل بايد كه امام از هر كسى دليرتر و مردانه و شجاعتر باشد ، زيرا كه لشكر اسلام را پشت و پناه او باشد . و اگر بددلى كند ، هر كسى شكسته دل شود و نزديك بود كه كافر خيره شود و اسلام ضعيف گردد . و بايد كه امام از هر كسى سخىتر بود كه بخيلى نفرت آورد و خلق را رميده دارد . فصل و چون درست شد كه امام بدين صفات مىبايد كه گفته آمد ، و خلق نداند كه كدام كس بدين صفات بود و كيست كه شايستهء امامت است ، ناچار پيغمبر بايد يا امامى ديگر كه خبر دهد ، يا خداى تعالى بر دست وى معجز ظاهر گرداند كه خلق بدان معجز امامت