ضياء الدين جرجانى

76

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

فصل بدان كه آنچه از ما حاصل مىآيد چون نشستن و خاستن و خوردن و آمدن و رفتن و گفتن و آنچه بدين ماند فعل و كردار ماست ، زيرا كه حاصل آمدنش و پيدا شدنش به قصد و خواست ما مىباشد . و اگر فعل و كردار ما نبودى ، چنين نبودى . چنان كه سياهى و سفيدى و زردى و كوتاهى كه فعل و كردار ما نيست ، به قصد ما حاصل نيايد و به خواست ما پيدا نشود . و ديگر ، خداى تعالى ما را مىگويد كه اين كنيد و آن نكنيد . اگر فعل و كردار ما نبودى به آن فرمودن نيكو نبودى ، چنان كه نيكو نباشد كه گويد دراز يا كوتاه يا سفيد يا سياه باشيد . و ديگر ، كردار هر يكى اندر خور حال او بود كه حاصل آيد ، چنان كه از ضعف فعل و كردار قوى نيايد ، و از طفل فعل و كردار مرد نيايد ، و از درودگر زرگرى و از زرگر بنايى نيايد . اگر خداى تعالى در ايشان مىآفريدى و فعل و كردار وى بودى ، آنچه در مرد مىآفريند ، روا بودى كه در طفل آفريدى ، و در صفت و كردار قوى تن آفريدى ، و صناعتى كسى در كسى ديگر آفريدى ؛ و اين نمىباشد و نه چنين است . و اگر از جايى چنين خبر دهند ، هيچ عاقل باور نكند . پس بدانستيم كه جمله فعل و كردار ماست . و ديگر ، ما را به نيكى مدح و ستايش بود و به بدكارى عيب و نكوهش بود . اگر فعل ما نبودى ، اين چنين نيكو نبودى ، چنان كه به درازى و كوتاهى و سياهى و سفيدى نيز نيكو نباشد . و ديگر ، از افعال ما كردار بود كه زشت بود . و درست شد كه خداى تعالى زشت و قبيح نيافريند . و ديگر ، اگر خداى تعالى آفريدگار كردار ما بودى ، زشت بودى كه بدانچه خويشتن كردى و آفريدى ، ما را عقوبت كردى و ثواب دادى . و ديگر ، چون كردار ما خداى تعالى آفريند ، ما را قدرت و توانايى دادن هرزه بودى و