ضياء الدين جرجانى

54

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

و مصطفى ( ص ) گويد كه در بنى اسرائيل دو بزرگ بودند ؛ يكى چون فريضه بگذارد به چيزى آموختن و آموزانيدن مشغول شدى ، و آن ديگر نمازها و عبادتهاى زيادتى بر دست گرفتى . فضل چيز آموزاننده بر آن ديگر ، چندان بود كه فضل من كه رسولم بر شما . و مصطفى ( ص ) گويد : سخت‌ترين عذابى در دوزخ آن كس را بود كه اهل و فرزند را جاهل بگذارد و ايشان را چيزى از دين نياموزاند . و هر كه اهل و فرزند را فرو نگذارد ، چون به « 1 » قيامت آيد ، اهل و فرزند وى را ثنا گويند ، و گويند كه خداى تعالى تو را جزاى خير دهاد ، بدان علمى كه ما را آموزانيدى ، تا نجات يافتيم و رستگار شديم . و مصطفى ( ص ) گويد : چون به روضه‌هاى بهشت بگذريد ، بچريد ؛ يعنى به مجلس علم رويد و از علم بهره گيريد . و هر جمعى كه ميان ايشان سخن علم رود ندا آيد كه شما را بيامرزيدند و به هر بدى كه كرديد نيكى نوشتند ، و هر كه زيارت اهل علم كند زيارت من كرده باشد ، و هر كه با اهل علم نشيند با من نشسته باشد ، و هر كه با من نشيند با من در بهشت باشد ، و نگرستن در روى مادر و پدر و در روى عالم و خانهء كعبه و مصحف عبادت است . و هم مصطفى ( ص ) گويد كه : ندانستيد كه خير دنيا و آخرت با علم بود و شرّ دنيا و آخرت با جهل بود و نادانى ، و خدا را نپرستند الّا به علم . و مردم دواند : يكى ، آن كه داند . و ديگر ، آن كه آموزد . باقى ، ناكس و نامرد بود . و مصطفى ( ص ) گويد كه : هر كه از دنيا برود و نوشته از علم بگذارد ، اگر همه ورقى بود روز قيامت سپرى بود ميان وى و آتش دوزخ ، و به هر حرفى كه بر وى نوشته باشد خداى تعالى از بهر وى در بهشت شهرى بنا كند كه فراخيش چند هفت بار دنيا باشد . و پرسيدند مصطفى ( ص ) را كه چه ثواب و فضل بود آن را كه فرزند را قرآن بياموزد ؟ گفت : قرآن كتاب خداست و كارش عظيم است ، و خاموش شد . پس از ساعتى

--> ( 1 ) . اصل : با .