ضياء الدين جرجانى

55

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

گفت : اينك جبرئيل آمد و گفت كه خداى تعالى مىگويد كه : هر كس فرزند را قرآن بياموزاند ، چنان بود كه ده هزار حج و ده هزار عمره و ده هزار غزا كرده باشد ، و ده هزار بنده از فرزندان اسماعيل ( ع ) آزاد كرده باشد ، و ده هزار مؤمن برهنه را جامه پوشانيده باشد ، و به هر حرفى ده گناهش سترده شود و ده نيكى نوشته شود ، و در گور با وى بود ، و ترازويش سنگين « 1 » گرداند ، و چون برق بر صراط بگذرد تا به كرامتيش برساند - كه در وهم خلق نيايد - از وى جدا نشود . باب اول : در دانستن كردار بندگان بدان كه كردار بندگان بر دو قسم است : اول ، زشت و قبيح دوم ، نيكو و حسن آنچه زشت و قبيح است آن بود كه بنده به كردنش مستحق ذمّ و ملامت شود و از خداى تعالى نيكو بود كه وى را بدان عقاب دهد ، و خلق را رسد كه وى را بدان عيب نكوهش كنند ، چون سهو و نسيان نكرده باشد ، يا ديگرى به زور و اكراه و الحاح او را بر كردن آن نداشته باشد . و آنچه حسن و نيكوست بر سه قسم است : اول ، واجب دوم ، مندوب سوم « 2 » ، مباح امّا واجب آن بود كه بنده به كردنش مستحق مدح و ثواب جاودانى شود ، و به ناكردنش مستحق ذمّ و عقاب شود . و واجب و فريضه يكى بود ، ليكن آن واجبى را فريضه گويند كه وقتش يا مقدارش و شمارش پيدا بود ، چون نماز و روزه و آنچه بدين

--> ( 1 ) . اصل : سنگى . ( 2 ) . اصل : سيوم .