حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
74
رسائل فارسى ( فارسى )
شود و مؤدّى به بلوغ اعلا درجات كمال گردد . و كسى كه اندك تتبّع كتب و اقوال حكما كرده ، مىداند كه كار حكما و طريقهء ايشان همين است كه اوّل فكر در حقيقت همهء موجودات عالم مىكنند ، عنصرى و سماوى ، و روحانى و جسمانى ، و بسيط و مركّب ، و جوهر و عرض ، هر چه باشد ، و ظاهر و باطن آنها را هر كس به قدر قدرت و قوّهء عقل « 1 » و فهم خود مىشناسد ، و چون آثار ضعف و نقص و حاجت در همهء آنها مشاهده مىنمايد « 2 » ، از اين راه ، به يقين مبرّا از شك و شبهه « 3 » بيان مىكند « 4 » : پس « 5 » ضرور و لازم است كه عالم را صانع « 6 » و فاعلى باشد منزّه و مقدّس از هر عيب و قصور و ضعف و فتور ؛ چه اگر صانع ، معيوب « 7 » به اين عيوب باشد ، مثل يكى از اينها خواهد بود و صلاحيت اين نخواهد داشت كه مبدأ و « 8 » اصل اينها باشد . و بعد از آن چون علم و قدرت و قوّت و عظمت و سلطنت و ساير جهات فضايل و شرف كه حصر آنها متعسّر و بلكه متعذّر است در موجودات عالم مشاهده مىكند « 9 » ، بيان مىنمايد « 10 » كه : پس صانع عالم واجب است كه به جميع جهات كمال ، آراسته و به همهء وجوه جمال ، پيراسته باشد ؛ به حيثيتى كه در همهء آنها از همه بهتر و تمامتر باشد و هيچ چيز را حدّ آن نباشد كه در هيچ چيز شباهت به او تواند داشت و اگر نه چنان باشد ، مثل يكى از ايشان « 11 » خواهد بود و براى اصل و مبدأ بودن نسبت به ايشان اولويت نخواهد داشت . و بعد از اين مراتب ، بيان مىكنند كه : نوع انسان در ميان انواع كائنات ، اشرف و
--> ( 1 ) . الف : « آنها را به قدرت و قوّت و عقل » . ( 2 ) . الف : « مىكند » . ( 3 ) . الف : « مبرّا از فكر و شبهه » . ( 4 ) . الف : « بيان مىكنند » . ( 5 ) . ب : « بيان مىكند كه پس » . ( 6 ) . ب : « صانعى » . ( 7 ) . الف : « صانعى هم معيوب » . ( 8 ) . ب : « و » ندارد . ( 9 ) . الف : « مشاهده مىكنند » . ( 10 ) . الف : « مىنمايند » . ( 11 ) . ب : « و اگر چنين باشد يكى از ايشان » .