ناصر خسرو

54

خوان الإخوان ( فارسى )

آن فساد كردن ، چنانك رسول صلى اللّه عليه و آله بابتداء رسالت كافران مكه را بكشت و آن حكمتى سخت بزرگ بود ، از بهر آنك مراد رسول عليه السلام اندران كشتن سوى عقل سخت ستوده بود ، از بهر آنك رسول عليه السلام مر كافران را براى أمر معروف و نهى منكر گشت و طبع و خاصيت عقل امر معروف و نهى منكر است ، و رسول اللّه عليه السلام مر كافران را از پرستش بتان كه غايت منكر است سوى پرستش خداى خواند كه غايت معروفست و چون ازو نصيحت نپذيرفتند و بغايت جهل بودند او عليه السلام دانست بنور نبوت كه اندر باقىء عمر ايشان ازيشان بپذيرفتن ايمان صلاحى نخواهد آمدن كه بدان راحت ابدى يابند و بر جهل بخواهند مردن ايشان را بكشت تا بغايت ناستودهء خود برسند ، و ديگر گروه كه زيشان اميد صلاح بود بكشتن ايشان عبرت گرفتند و اندر ايمان رغبت كردند و از منكر بازگشتند و معروف را بپذيرفتند ، ازين نيكوتر مرادى چگونه توان بحاصل كردن كه رسول عليه السلام كرد كه بكشتن جاهلان چندين خلق را كز روزگار او عليه السلام تا امروز آمدند اندرين عالم و تا قيامت خواهند آمدن بصلاح بازآورد ، و هر روزى آن صلاح بر فزونست تا به آخر آن صلاح به آخر دهر بكمال رسد ، و اين همچنان بود كه كسى صلاح صد هزار تن نيكوكار بفساد يك تن بد كردار بجويد ، و اين سوى عقل سخت پسنديده است ، چنانك چون حال به عكس اين باشد سوى عقل ناپسنديده باشد ، و آن آن باشد كه كسى صلاح يك تن مفسد بفساد صد هزار مصلح بجويد ، ازين روى بود كه رسول صلى اللّه عليه و آله بآغاز پيغامبرى بت‌پرستان را بامر خداى تعالى بكشت ، چنانك خداى تعالى فرموده بود او را ، قوله « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ » گفت : اى پيامبر جهد كن با كافران