ناصر خسرو
52
خوان الإخوان ( فارسى )
معاد رساند ، و هر كه صورت عقل اندر يك تن درست تواند نگاشتن همچنان باشد كه همه مردم را زنده كرده باشد ، بدان معنى كه همه مردم چون يك مردماند و هر چه با يك مردم كنى اگر با همه توانستى همان كردى ، و هر كه خواستهء كسان ستدن بناحق روا دارد زوال منزلت امام روا داشته باشد كه خواسته دار بحقيقت امام است و آن كس اندر دين و دنيا به غصب كردن با ابليس لعين برابر باشد و انباز ، و هر كه انباز ابليس باشد فساد و هلاك همه خلق خواسته باشد ، چنانك خداى تعالى از آن ملعون همى حكايت كند قوله « قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ » گفت : اى خداى بدانك مرا گمراه كردى بفريفتن بيارايم مرامت را اندر زمين ، يعنى كه زشت را نزديك ايشان نيكو گردانم و بفريبمشان بجملگى . از بهر آن بود كه خداى تعالى مر نيكوكاران را با يك تن نيكو كردار خواند با همه خلق و بد كردار را با يك تن بد كردار خواند با همه خلق ، قوله « مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً » گفت : از بهر آن بنوشتيم بر پسران اسرائيل كه هر كه يك تن را بكشد بىآنك او كسى را كشته باشد يا اندر زمين فسادى كرده باشد چنان باشد كه همه مردمان را بكشت و هر كه يك تن را زنده كند چنان باشد كه همه مردمان را زنده كرد ، و تأويلش آنست كه هر يك تن را بجسمانى بكشد يا مرتبت دانايى غصب كند كه آن كشتن رو حالى است همچنان باشد كه همه خلق را بكشت و هر كه زندگىء يك تن به نيكوكردارى با او بجويد تا دانايى را اندر دين بر مرتبت او نگاه دارد زندگىء همه خلق روا داشته باشد و خداى تعالى مرو را مزد بر اندازهء نيت او دهد . پس ازين روى واجب شد دست از خواستهء