ناصر خسرو
51
خوان الإخوان ( فارسى )
ديگر كس نكند ، و هيچ خردمند روا ندارد كسى با زن و فرزند او زنا و لواطت كند ، پس روا داشتن عاقل زنا و لواطت را بر زن و فرزند خويش روا ناداشتن عقل است اين دو كار ناستوده را ، پس بعقل واجب آمد فرمانبردارىء رسول خداى كردن و دست بازداشتن از زنا و لواطت بجسمانى و روحانى ، و رسول مصطفى صلى اللّه عليه و آله فرمود : لا تزنوا فتزنوا نساءكم . گفت : زنا مكنيد كه با زنان خويش زنا كرده باشيد ، يعنى كه با زنان شما زنا كنند . اما خواستهء مردمان ستدن بعقل زشت است و ناپسنديده از بهر آنك خواسته پادشاه مردم است و هيچ خردمند روا ندارد كه او را از پادشاهى بيرون كنند ، و زوال پادشاهى جسدانى بزوال خواسته است و زوال پادشاهى روحانى بزوال علم است و بدانك ناسزا منزلت علم از عالم بستاند ، و پادشاهى تمام عقل راست كه بودش دو عالم ازوست و درويشىء تمام مر ابليس ملعون راست كه مخالف عقلست ، و هر كرا مال است مرو را اندر جسمانى پايگاه عقل است و چون از كسى مال او ستدند او درويش گشت و حال او برابر حال ابليس شد ، از بهر آنك پيوستگان ابليس را كه اصل دوزخاند به هيچ روى از رويها اندر آتش كام روايى نيست ، پس مر توانگر را درويش گردانيدن ماننده است بدانك مر بهشتى را دوزخى گردانيدن و اين به روى عقل ناپسنديده است . اما دزدى و راه دارى و بيداد كردن بعقل زشت است از بهر آنك اندر آن شدن ملك مردم است ، و هر كه بيداد و دزدى روا دارد چنان باشد كه روا داشته باشد كه عقل نباشد ، ازيراك او مخالف عقل باشد و مخالف مر مخالف را نيست خواهد و هر كه عقل را نيست خواهد چنان باشد كه خواهد كه خلق را از خداى نفع نباشد ، ديگر هر كه درويش را توانگر كند بدانچ ورا ملكى دهد برابر آن باشد كه مردمى را بعلم و حكمت به صورت