ناصر خسرو
50
خوان الإخوان ( فارسى )
آن همه مر جسد را باشد و از پسند عقل دور باشد چون زنا و لواطت و خواستهء مردمان ستدن و مردم كشتن بنا حق و جفا كردن مر كسى را كه سزاوار جفا نباشد و فرائض خداى و سنت رسول او بگذاشتن ، و اندرين همه فعلهاى بد خوشى مر نفس شهوانى راست و خداى تعالى همىگويد از قول يوسف عليه السلام ، قوله « إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ » همىگويد : نفس فرماينده است ببدى مگر آنك برو رحمت كرد پروردگار من چه پروردگار من پوشانندهء مهربانست . و بدين نفس مر نفس شهوانى را همىخواهد ، از بهر آنك اندرين گناهان كه گفتيم خوشى مر نفس شهوانى راست . اما بزنا و لواطت نفس شهوانى دو لذت يابد : يكى لذت جماع كه تمام آن مر ستور راست و ديگر لذت بىفرمانى ، كه بىفرمانى را لذتى هست بدان سبب كه بىفرمان مردم مانند ستور شود و نفس بهيمى چون بىفرمان شود خوشتر باشدش ، و اما بدست بازداشتن پرستش خداى و سنت رسول نفس شهوانى لذت سوى جسد بىفرمانى و بىسالارى كشد و گريختن از كار واجب ، و اما نفس شهوانى بخواسته ستدن لذت توانگرى يابد كه جسد او بدان آسوده شود . و اما بمردم كشتن نفس شهوانى لذت كينه كشيدن يابد و كامكارى و بىفرمانى . و اما بجفا نمودن نفس شهوانى و لذت كار بستن خوى بد يابد كه برو پادشاه گشته باشد با لذت كينه كشيدن ، و اين همه كارها به نزديك عقل زشت است ، و نفس عاقله آنست كه علم و ديانت و توحيد او تواند پذيرفتن ، و نفس سخنگوى تا علم نپذيرد نفس عاقله نباشد اندر حد قوت و ممكن باشد كه روزى عاقله شود ، و اكنون بازنماييم زشتىء اين كارها سوى عقل و گوئيم كه زشتىء زنا و لواطت سوى عقل آنست كه هر چيزى كه مردم خردمند زشت دارد كه كسى با او بكند بعقل چنان لازم آيد كه او آن كار با