ناصر خسرو
38
خوان الإخوان ( فارسى )
او را باشد بزهء آن و بزهء هر كه بدان سنت كار كند تا روز قيامت بىآنك از بزهء آن كسان چيزى كم شود . و خداوند صلاح را از آن مزد واجب شد كه اندر صلاح خير است و راستى و آبادانى و بهبودش كه خواست آفريدگار عالم آن است ، و خداوند فساد را بزه از آن باشد كه اندر فساد شر است و خلاف و پراكنده شدن و نرستى ، و اين همه خلاف خواست آفريدگار است ؛ و سزاوار است جويندهء خير و صلاح و موافق مراد آفريدگار عالم بهر نيكى ، و سزاوار است طلب كنندهء شر و فساد و مخالف مراد آفريدگار عالم بهر عقوبتى ، و نيكوكار و بد كردار از هر كسى بدانچ كنند جزاء خويش بيابند ، چنانك خداى تعالى همىگويد قوله : « إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها . » گفت : اگر نيكويى كنيد مر خويشتن را كنيد و گر بد كنيد مر نفسهاى شمار است . صف دوازدهم سخن اندر آنك مر هستها را كرانه است هست همه بر دو گونه است : يا لطيف است يا كثيف ، و مر هر دو را كرانه است ، از بهر آنك بنخست قسمت لطيف بر كرانهء كثيف است و كثيف بر كرانهء لطيف است به حكم مخالفت كه اندر ميان ايشان است ، چه هر چيزى بر نهايت مخالف خويش تواند ايستادن ، و بدين نهايت كه همىگوييم نه مر جايگاهى مكانى را همىخواهيم بلك مر حد آن چيز را همىخواهيم كه مرو را مخالف است ، چنانك گرمى مخالف سردى است و چاره نيست كه گرمى از سردى جداست ، چه اگر ازو جدا نبودى مخالف سردى نبودى ، و چون گرمى سردى