ناصر خسرو
29
خوان الإخوان ( فارسى )
و شراب و پوشش و بر نشست و ديگر منافع پديد آورد ، و صلاح نفس مردم را دين و علم و عمل فرمود ، و بهر رويى حجت بر مردم لازم كرده ، اما حجت بجسد بر مردم آن لازم كرد كه او را اندامهاى تمام داد و ذى بهانه گردانيدش اندر حاصل كردن آنچ جسد او را بدان حاجت است ، از بهر آنكه نعمتها از خوردنى و آشاميدنى و پوشيدنى و بر نشستنى و خانه و جز آن مرو را يافته كرد اندرين عالم و روى آن پيدا كرد كه چگونه بايد بدست آوردن تا حلال باشد ، اما حجت بنفس بر مردم آن لازم كرد كه او را عقل در يابنده داد كه گوهر او آنست كه اختيار نيكو كند و از زشتى دور باشد و نيكوكار را دوست دارد و از بد كردار بگريزد و او را دشمن دارد ، و بدين هر دو روى حجت خداى بر مردم لازم شد ، و عقل حجت خداى است بر خلق اندر آفرينش ؛ و حجت دوم از خداى رسول اوست سوى مردم كه بيايد و عقل كه اندر آفرينش مردم به قوت است برو راند و سوى فعل بيرون آرد ، و باز نمايد كه بدين دو روى شكر آفريدگار بر مردم واجب است و از ناسپاسى كردن دور بودن بر مردم لازم است ، چنانك خداى تعالى همىگويد قوله : « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ . » گفت : اگر شكر كنيد در نعمت شما زيادت كنم و گر كفران آريد يعنى كه ناسپاسى كنيد عذاب من سخت است . و اندر گوهر عقل بىتعليم خود شكر كردن مر دهندهء نعمت را موجود است ، و لكن چگونگىء شكر آفريدگار اندر گوهر عقل غريزى موجود نيست ، پس رسولان از بهر باز نمودن چگونگىء شكر آفريدگار بايستند ازو سوى آفريدگار او ، و مثل اين حال چنانست كه مهترى باشد نيكوكار و بخشنده و كهتران بسيار دارد و آن كهتران هر كسى بر اندازهء خويش دانند كه شكر آن مهتر بريشان