ناصر خسرو

28

خوان الإخوان ( فارسى )

آفريدگار مر نفسها را و معصيت كه زيشان آيد بغايت دشوارى و رنج باشد ، و آن دوزخ فرودين است كه گسسته شدن راحتها و شاديها است ، و اين دو آفرينش را خداى تعالى اندر قرآن ياد كرد تا خردمندان بدانند كه بودش دوم مراد آفريدگار است نه بودش نخستين ، چنانك فرمود قوله : « قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ » ، گفت : بگوى كه برويد اندر زمين بنگريد كه چگونه آغاز كرد خداى آفرينش را پس خداى بيافريد آفرينشى ديگر بازپسين . و تأويل رفتن اندر زمين طلب كردن علم دعوت است كه قرارهاى نفوس بر علم دعوت است چنانك قرار جسم را بر زمين است . و تأويل « نگريستن بآفرينش نخستين چگونه بود تا ديگر آفرينش را ازو بدانى » آنست كه از زمين هر چه پديدار آيد از نبات كه آغاز نفسها اوست آنچ ازو به اول پيدا آيد نه آن باشد ، بل كه آنچ بازپس پديد آيد مراد از آن نبات آن باشد ، از بهر آنك از هر نباتى نخست برگ و شاخ پديد و به آخر بار پديد آيد ، و غرض از درخت نه برگ و شاخ باشد بلك بار باشد ، پس ما را همىفرمايد ايزد تعالى نگريستن اندر حال آنچ از زمين پديد آيد تا بدانيم كه مراد از آفرينش نه جسد است بلك نفس است ، و جسد مر نفس را بر مثال پلى است كه نفس برو ازين عالم بگذرد ، بر مثال كسى كز آبى بر پلى بگذرد . و گواهى دهد بر درستىء اين قول آنچ رسول مصطفى صلى اللّه عليه و آله فرمود : « الدنيا قنطرة فاعبروها و لا تعمروها » گفت : اين جهان پلى است بگذريد برو و آبادان مكنيدش . و هركجا اندر قرآن دنيا را ياد كند بدان مرين جهان را خواهد و جسد مردم را و ظاهر شريعت را ، و هركجا مر آخرت را ياد كند بدان مران جهان را خواهد و مر نفس مردم را و تأويل را ، پس ايزد تعالى صلاح جسد مردم را طعام