ناصر خسرو

21

خوان الإخوان ( فارسى )

را . طاعت فرمانبردارى باشد و معصيت بگذاشتن فرمان باشد ، و هر كه فرمان رسول را دست بازداشت و بمراد خويش امام اختيار كرد اندر رسول عاصى شد و هر كه اندر رسول عاصى شد اندر خداى عاصى شد و گم بوده گشت بقول خداى همىگويد قوله : « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً » همىگويد : و نه بود مر مؤمنى را نه مرد و نه زن چون خداى و پيمبر او كارى اختيار كنند كه ايشان اختيار كنند اندر كار خويش و هر كه فرمان خداى و رسول او را بگذارد گم بوده شود گم بودنى پيدا . اين آيت همى ندا كند بر گم‌بودگىء آن كسان كه به اختيار خويش امام بپاىكردند . و آن كس را كه خداى و رسول بپاىكرده بود دست بازداشتند ، و هر كه با گماشتهء خداى انباز گيرد او با خداى انباز گرفته باشد و سزاوار عقوبت جاودانگى باشد . اين است چگونگىء درجات ثواب اندر معاد ، و اين است تأويل انباز گرفتن با خداى تعالى صف هشتم سخن اندر اثبات نفس مجرد و اثبات ثواب و عقاب مر نفس را بىجسم بدانيد كه ايزد تعالى مرين عالم پيداى را دليل عالم پنهانى كرده است ، و مر آفرينش جسمى را دليل آفرينش نفسى گردانيده است ، و ما همىدانيم مر نفس جزئى را كه بكالبد پيوست است كه مرين كالبد را بخانهء خويش همىدارد ، و خورش كه مرو را بايد از بهر عمارت اين خانه مر آن را نخست بآلات جسدانى پاك كند ، و هر چه ازو ناشايسته است بيفگند چون افكندن كاه و كفه و سبوس از گندم ، و چون نيز بآلت جسدانى ممكن نشود مر آن را پاك كردن از بيرون