ناصر خسرو

20

خوان الإخوان ( فارسى )

خويش يافته‌اند ، همچنانك علت از معلول جدا نيست و هستىء هر دو بيك وقت بوده است بىزمان اندر ميان ايشان . چنانك آفتاب كه علت روز است بر آمد معلول او كه روز است هم در آن وقت حاصل آمد بىهيچ زمانى بميان ايشان . و لكن هر چند كه ميان علت جدائى نيست شرف و نهاد بيشى و بهترى و كمال مر علت راست و ضعيفى و بيچارگى مر معلول را ، و بازپس بازپس‌ماندگى و نياز مر معلول راست ، همچنين است حال ميان علم و متعلم كه بيشى و شرف و بهترى و كمال مر عالم راست و سپسى و كهترى و نقصان مر متعلم راست . اما بايد كه مؤمن مستجيب مطيع و خاضع عالم باشد و گر عالم نباشد متابع خداوندان حق باشد و بداند كه حق آن كس راست كه خداى تعالى مرو را بگزيدست و آن كس كه گزيد ناطق است ، گزيدهء خدايست و هر كه با گزيدهء خداى ديگرى گزيند او با خداى انبازى جسته باشد و هر كه با خداى انبازى جويد مرين گناه را از خداى عفو نيايد چنانك ميفرمايد قوله « إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً » همىگويد كه خداى نيامرزد مر آن را كه با او انباز گيرد و بيامرزد هر چه فرود از آنست از گناهان هر كه را خواهد و هر كه با خداى انباز گيرد گم بوده شود گم‌بودگى دور . امام زمانه رضاى خداست از بهر آنكه اندر خوشنودى او خشنودىء خداى است و دشمن امام زمان خشم خداى است از بهر آنك بمتابعت او بنده بخشم خداى و عذاب دوزخ رسد و هر كه پس دشمن امام رود نماز و روزهء او ناچيز كنند چنانك خداى تعالى همىگويد قوله : « ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ » گفت : از بهر آنك ايشان پس آن رفتند كه خداى را بخشم آورد و دشوار داشتند مر خشنودىء او را پس ناچيز كرد كردارهاشان