السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1391

تعليقات نقض ( فارسى )

اليه أمرهما بنيسابور » بترجمهء او بر سبيل تفصيل پرداخته است هر كه طالب باشد به آن كتاب ( ص 324 - 330 نسخهء مطبوعهء بلاهور بسال 1300 ) يا فتح وهبى ( ج 2 ، ص 309 - 330 ) يا بترجمهء آن كتاب مراجعه نمايد ( ص 427 - 439 چاپ تهران بسال 1272 ، و ص 392 - 401 چاپ تهران بسال 1345 شمسى ) . و در تاريخ بيهقى نيز در دو مورد نام او ذكر شده است ( ص 39 و ص 49 ) پس معلوم شد كه اضافهء أبو بكر بسوى اسحاق از قبيل اضافهء « ابن » به « أب » است با اسقاط كلمهء « ابن » چنان كه مرسوم اهل آن زمان بوده است . مستدرك ص 320 ؛ و ص 533 كرامت عمر در اسكان زلزلهء مدينه ، و اجراء رود نيل اينكه مصنّف ( ره ) گفته ( ص 320 س 13 ) : « اوّلا نه مذهب همهء مجبّران عالم اينست كه در عهد خلافت عمر خطّاب بمدينه زلزله‌اى ( تا آخر ) . و نيز اشاره به اين قضيّه است آنچه در ص 533 ؛ س 1 گفته : « تا روا باشد كه عمر . . . را بر زمين ورود فرمان باشد » و نگارنده در ذيل عبارت گفته : « اشاره بقصّه‌ايست كه دربارهء اسكان زلزله و زمين‌لرزه‌اى بعمر نسبت مىدهند كه درّه‌اش را بر زمين زده و گفته كه : ساكن شو ؛ پس زمين ساكن شده و در جائى ديگر از اين كتاب ذكر شده است » . نگارنده گويد : چنان كه مصنّف ( ره ) گفته اين قضيّه در ميان اهل سنّت و جماعت مشهور و از كرامات عمر بشمار رفته است ؛ يوسف نبهانى در كتاب جامع كرامات الاولياء در كرامات عمر بن الخطّاب ( ج 1 ؛ ص 157 - 158 نقلا از تاج سبكى ) گفته : و منها [ اى من كرامات عمر ] قصّة الزلزلة : قال امام الحرمين في كتابه

--> - كتاب گفته : « محمشاد بفتح ميم و سكون حاء مهمله و ميم مفتوح و شين معجمه و الف و دال مهمله » .