السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1390
تعليقات نقض ( فارسى )
مستدرك ص 305 ؛ س 6 تحقيق در كلمهء چال گاوانان اينكه مصنف ( ره ) گفته : « و اين بو زكريا - عليه اللعنه - اولا كوفى نبود اصلش از چال گاوانان بود و شيره فروش نبود شير فروش بود كه مادرش در آن حدود گاو و گوسفند داشتى و او از كودكى شير و ماست گردانيدى و فروختى ( تا آنكه گفته ) و مادرش زنكى جادو بود اصلش از بابل نامش عيالانهء كاهنه ، ولادتش بدهى از نواحى رى كه « عيالاناباد » خوانند » . محمد بن حسن بن اسفنديار در تاريخ طبرستان ( قسم سوم ؛ ص 110 ) گفته : « و اينانج چون با شاه وصلت كرد فرمود كه بگرگان خواهم شد تا از خواجه تاش مؤيّد آيبه مدد گيرم ، ملك علاء الدوله اجازت داد آنجا شد ، و مؤيّد او را مدد فرستاد و ملك شهيد چهار هزار سوار و پياده با او سپرد تا برى شد و بموضعى كه چاله گاوانان گويند بحدّ مزدغان مصاف داد و ايلدگز را بشكست » . پس به خوبى معلوم شد كه مراد از دو عبارت يك جاست . مستدرك ص 313 ، س 8 ترجمهء أبو بكر اسحاق اينكه مصنف ( ره ) گفته : « و بأيّام سلطان محمود - رحمه اللّه - أبو بكر اسحاق وى را بر آن معنى تحريضها كرد » . مراد از « أبو بكر اسحاق » أبو بكر محمّد بن اسحاق بن محمشاذ است كه رئيس طايفهء كرّاميّه در نيشابور بوده است ، عتبى در أواخر تاريخ خود تحت عنوان « ذكر أبي بكر محمّد بن اسحاق بن محمشاذ « 1 » و القاضى أبي العلاء صاعد بن محمّد و ما انتهى
--> ( 1 ) - منينى در شرح عبارت گفته : « محمشاد : الحاء المهملة فيه بين ميمين و الشين معجمة و بالدال المهملة كما تقدّم ضبطه عن الصدر و هذا الاسم مما يكثر فى الكرّامية » و در هامش ترجمه -