السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1358

تعليقات نقض ( فارسى )

از موضوعات ابو هريره باشد در هر صورت ببيان يكى از علماى اعلام شيعه در اين باب اكتفا مىكنيم . سيد مرتضى رازى در تبصرة العوام در باب بيست و سوم كه در ذكر حديثى چند است كه اهل سنّت بر اماميان تشنيع زنند كه ايشان ردّ اين احاديث مىكنند حديث پنجم را چنين ذكر كرده ( ص 231 - 234 چاپ استاد فقيد عباس اقبال ) : « گويند رسول گفت : ما نفعني مال مثل مال أبي بكر يعنى هيچ مال مرا چنان سود نداشت كه مال ابو بكر ! دختر بزنى به من داد ، و چهل هزار دينار بر من نفقه كرد . بدان كه درين كلمه يك سخن راست است و باقى دروغ است امّا آنچه راست است شكّ نيست كه عايشه زن رسول بوده و باقى دروغ است از بهر آنكه كسى چهل هزار دينار خراجى بر كسى صرف كند وقت و موضع آن بر مردم خافى نباشد و وطن رسول مكّه بود يا مدينه در كدام جاى اين مال بر رسول صرف كرد ؟ اگر گويند : در مكّه پيش از هجرت ؛ از دو حال بيرون نبود يا پيش از اسلام بود يا بعد از اسلام . پيش از اسلام محال بود كه او مال بر رسول صرف كرده باشد و رسول در آن حين عيال ابو طالب بود و ابو طالب رئيس و حاكم بود ، و اگر بعد از اسلام بود خلاف نيست نزد اهل سير و تواريخ كه در سنهء خمس و عشرين از عمرش خديجه را زن كرد و خديجه را مال عظيم بود چنين گويند كه : در مطبخ خديجه چهل هاون زرّين بود و چون رسول را چهل سال تمام شد وحى برو آمد و ابو بكر در سال چهل و ششم از عمر رسول ايمان آورد دليل بر اينست كه رسول اللّه فرمود كه ملائكه شش سال و بروايتى هفت سال بر من و على صلوات مىفرستادند گفتند : يا رسول اللّه سبب چه بود ؟ گفت : شش سال از مردان جز على با من نماز نكرد پس از اسلام ابو بكر هفت سال مقام رسول در مكّه بود و رسول هيچ لشكر به جائى نفرستاد كه محتاج مال بود و ياران بسيار داشت و آن قدر كه ايمان آورده بودند جعفر طيّار را بر ايشان امير كرد و ايشان را بحبشه فرستاد و باتّفاق اصحاب تواريخ خديجه و ابو طالب هر دو زنده بودند تا اوّل سال هجرت ، و ميان مرگ ابو طالب و خديجه قومى گويند :