السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1359
تعليقات نقض ( فارسى )
سى و سه روز ؛ اوّل خديجه از دنيا برفت پس ابو طالب متوفّى شد ، رسول را آنگه از مكّه هجرت بايست كردن ، و دليل بر صحّت اين قول خبر رسول است كه گفت : در عمر من سالى سختتر از آن نگذشت گفتند : از بهر چه يا رسول اللّه ؟ گفت : از بهر آنكه خديجه وفات يافت و بعد از خديجه ابو طالب متوفّى شد و بعد از موت ابو طالب مرا از وطن رحلت مىبايست كرد و چون خديجه از دنيا برفت مال خديجه از آن رسول بود و فرزندانش ، محتاج مال ابو بكر نبود و اگر محتاج بودى ابو بكر را مالى نبود كه بر وى صرف كردى . و نزد اصحاب تواريخ مشهور است كه ابو قحافه مزدور عبد اللّه بن جدعان بود كه او را به مزد گرفته بود هر روز به چهار دانگ درهمى و بدان طعام كه در جفنها باقى ماند بدادى عبد اللّه جدعان منعم بود هر روز طعام بسيار بساختى و ابو قحافه را بر بام خانه فرستادى و منادى مىكردى تا خلق بيايند و طعام بخورند چون طعام خورده بودندى و بازگشتندى ابو قحافه از طعام كه در كاسهها بمانده بودى برگرفتى و آن چهار دانگ درم بستدى و بخانهء خود بردى تا عيالان او بخوردندى پس اگر ابو بكر را چندان مال بود كه چهل هزار دينار سرخ بخرج رسول كردى پدر را نگذاشتى كه طعام درين كاسههاى عبد اللّه بن جدعان او به خانه بردى از بهر عيال فكيف كه عرب از اهل حميّت وانفه بودند و امير المؤمنين على اين معنى در مفاخرت خود در قصّهء دراز ياد كرده است تا آنجا كه گويد : پدر من ابو طالب بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف از سادات قريش بود و كرماء ايشان نه چنان كه مزدور عبد اللّه بن جدعان بود كه منادى بر طعام وى مىكردندى هر روز به چهار دانگ درمى ، و آنچه درين جفنها بماندى . و بدين ابو قحافه را مىخواهد و شاعر گويد در حقّ ابن جدعان : له داع بمكّة مشمعلّ * و آخر فوق دارته ينادي الى ردح من الشيزى ملاء * لباب البرّ يلبك بالشهاد و قومى گويند : ابو بكر مطبخى بود و ابو قحافه منادى كن چنان كه ياد كرديم