السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1356

تعليقات نقض ( فارسى )

من رفته در دست راست او ايستادم گفت : امروز هر كه كشته مىشود يا ظالم است يا مظلوم و من خود مظلوم كشته مىشوم و مهمّترين انديشه‌ام همان قروض من است تو مال مرا به فروش و قرض مرا ادا كن سپس هرچه فاضل آمد ثلث آن را براى اولاد خود برگير . گويد : زبير كشته شد قروض او را رسيدگى كردم ديدم يك مليون و صد هزار است پس مزرعه‌اى را كه در ( غابه ) داشت بيك مليون و ششصد هزار فروختم و منادى گماردم تا ندا داد كه هر كس چيزى از زبير مىخواهد بيايد تا ادا كنم همين كه اين ديون را ادا كردم برادرانم آمدند كه ميراث ما را تقسيم نما ، گفتم : هرگز تا چهار سال منادى در موسم حجّ نگمارم كه نداى دردهد كه هر كس طلبى از زبير دارد بيايد تا آن را ادا نمايم قسمت نمىكنم . گويد : همنكه چهار سال گذشت اوّل ثلث ما ترك را براى اولاد خود برداشتم سپس بقيّه را تقسيم كردم بهرهء هر زن از چهار زن او كه ربع ثمن باشد يك مليون و صد هزار شد و جميع تركهء او صد مليون و هفتصد هزار بود . و در حنين شتران بيشمار و اسبهاى بسيار بجا گذاشت . تاريخ تمدّن اسلام گويد : هزار اسب در سر طويلهء زبير بسته مىشده معلوم است كه هزار اسب ده‌ها مير آخور و صدها مهتر لازم دارد . . . يك هزار كنيز داشت » . ابن عبد ربه در عقد الفريد تحت عنوان « خلافة علي بن أبي طالب - رضي اللّه عنه - در مقتل طلحه گفته ( ص 103 ج 3 چاپ مصر در مطبعهء مصطفى محمّد بسال 1353 ه - 1935 م ) : « و من حديث الخشني قال : لمّا قتل طلحة بن عبيد اللّه يوم الجمل وجدوا في تركته ثلاثمائة بهار من ذهب و فضّة . و البهار مزود من جلد عجل » . ابن الاثير در نهايه نقلا عن كتاب القاسم بن سّلام الهروى گفته : « و في حديث ابن العاص أنّ ابن الصعبة ترك مائة بهار في كلّ بهار ثلاثة قناطير ذهب و فضّة . البهار عندهم ثلاثمائة رطل قال أبو عبيد : و أحسبها غير عربيّة . و قال الأزهريّ : هو ما يحمل على البعير بلغة أهل الشام و هو عربي صحيح و أراد بابن الصعبة طلحة بن عبيد اللّه كان يقال