السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1303

تعليقات نقض ( فارسى )

خويش راه داد و قصد كرد كه نافرمان گردد » ( ص 121 ) و چنان كه شاعر گويد : ازين مه پاره‌اى عابد فريبى * ملايك صورتى طاوس زيبى » اما اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 367 ؛ س 6 - 7 ) : « اگر ما آن روز بودمانى متابعت حسين على كردمانى » . علّامهء قزوينى ( ره ) در خاتمة الطبع تفسير ابو الفتوح ( ص 649 - 650 ) گفته : « و ديگر از استعمالات نادرهء اين كتاب كه در بعضى از مؤلّفات قدما نيز ديده شده استعمال هيئت « كردمانى » است در مورد ماضى ناقص يا ماضى شرطيّه يا ماضى مطيعى در صيغهء متكلّم مع الغير ( بجاى « مىكرديم » يا « كرديمى » كه هيئت معمولى اين صيغه است ) ، مثال : زيد بن ارقم گويد كه : ما در عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله در نماز سخن گفتمانى با يكديگر ، و چون يكى در نماز پهلوى يكى ايستاده بودى از او پرسيدى كه نماز چند كردى او جواب دادى ، و چون كسى درآمدى و سلام كردى جواب سلام دادندى ، و هر كس بحاجت خود سخن گفتى و روا بودى تا اين آيه آمد كه : و قوموا للّه قانتين ، سخن گفتن حرام شد » ( 1 : 409 ) ، - « سالى قحطناك آمد بر ايشان و ايشان رنجور شدند ميگفتند : كاشكى بمردمانى تا از اين محنت برستمانى » ( 1 : 414 ) ، - « ازهر بن راشد گويد : چون انس ما را حديثى گفتى از رسول عليه السلام و ما معنى مفهوم نشدى پيش حسن بصرى آمدمانى و از او پرسيد يمى » ، « 1 » : 636 » ، - « ابو جعفر الباقر روايت كند از جابر عبد اللّه انصارى كه او گفت : ما جماعت انصار فرزندان را بر على ابو طالب عرض كردمانى هر كه او را دوست داشتى دانستمانى كه حلال‌زاده است ، و هر كه او را دشمن داشتى دانستيمى « 2 » كه حرامزاده است ، و ما جماعت انصار هرگه كه ما را حاجتى بودى برسول عليه السلام على را وسيله كردمانى تا حاجت ما روا كردى » ( 2 : 144 ) ، - « و لو شئنا لآتينا كلّ نفس هداها ؛ اگر خواستمانى هر نفسى را هدى بداديمى يعنى اگر ما خواستمانى ارادت جبر

--> ( 1 ) - تصحيح قياسى و فى الاصل : پرسيدندمى . ( 2 ) - تصحيح قياسى ، و فى الاصل : دانستمى ( بصيغهء مفرد ) .