السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1272

تعليقات نقض ( فارسى )

كه : هيجگاهى روى زمين از حجّة اللّه يعنى امام و خليفهء پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - خالى نخواهد بود ، كه اگر طرفة العين زمين بىحجّت باشد اهل خود را فرو مىبرد و اين مطلب مطابق است با قواعد عقليّه كه ممكن در استفاضه از حضرت واجب تعالى واسطهء فيض مىخواهد كه صاحب عصمت و جنبهء قدسيّهء باشد . پس بر هر مسلمانى واجب است كه اگر خواهد از كفر جاهليّت خارج شود امام زمان خود را بشناسد ، و او را واجب الاطاعه و واسطهء نزول رحمت و الطاف الهيّه قرار دهد ، و كسى كه اعتقاد داشته باشد برسالت حضرت خاتم الانبياء محمّد بن عبد اللّه صلوات اللّه عليه و آله و بامامت امامهاى گذشته كه اوّل ايشان امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السلام است و يازدهم ايشان حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام است ، بايد اعتقاد داشته باشد كه امام زمان او امام ثانى عشر حضرت خلف صالح حجّت بن الحسن العسكرى صلوات اللّه عليه مهدى موعود و قائم منتظر و غايب از انظار و ساير در اقطار است كه بحسب نصوص متواتره از حضرت رسول و امير المؤمنين و ساير امامان گذشته - صلوات اللّه عليهم اجمعين - تصريح باسم و وصف و شمايل و غيبت آن جناب رسيده ، بلكه اختلافى نيست در ميان فرق معروفهء مسلمين در اينكه حضرت رسول ( ص ) خبر دادند بآمدن مهدى عليه السلام در آخر زمان كه همنام است با آن حضرت ، و دين آن حضرت را رواج دهد ، و زمين را از عدل و داد پر كند . و اخبارى كه متعلّق به حضرت حجّت ( ع ) است پيش از ولادت آن حضرت در كتب معتبرهء ثقات اصحاب ثبت شده كه جمله‌اى از آنها تا حال موجود و به نحوى كه اخبار نمودند و وصف كردند خلق كثيرى ديدند و اسم و نسب و اوصاف مطابق شد با آنچه فرمودند و خبر دادند . پس براى منصف عاقل ريب و شكّى نماند در بودن امام زمان مهدى موعود چنانچه از ذكر حضرت رسول ( ص ) و شمايل آن جناب در كتب سماويّه ، منصفين اهل كتاب از يهود و نصارى بمجرّد ديدن و منطبق كردن اسلام آوردند با آنكه خصوصيّات و اسباب تعريف در آنجا نزد آنها كمتر بود از آنچه در اينجا شده . نظير اين استدلال است آنچه ابن ابى جمهور ( ره ) با آن بر فاضل هروى استدلال