السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
664
تعليقات نقض ( فارسى )
بعد از التيام جراحت بمدد فرهاد بن مردآويج از همدان ببروجرد تاخت و تاش فرّاش و علىّ بن عمران به عقب ايشان لشكر فرستادند و اين دو سردار بعد از چند جنگ در سال 423 بالأخره علاء الدوله را باصفهان فرارى كردند و همدان و بروجرد و شاپور خواست و كرج را از تصرّف او خارج ساختند » . اينكه آن مرحوم گفته : « و از ممدوحين منوچهرى دامغانى » اشاره به آنست كه علىّ بن عمران مذكور از ممدوحين منوچهرى دامغانى است توضيح آنكه در ديوان منوچهرى قصيدهء غرّائى است كه مطلع آن اين بيت است : « جهانا چه بدمهر و بدخو جهانى * چو آشفته بازار بازارگانى » و مشتمل بر 66 بيت است و عنوان قصيده اين است : « در مدح علىّ بن عمران » و قسمتى از آن را در اينجا نقل مىكنيم ( ص 116 ديوان ) : خريدار من تاج عمرانيان است * تو خود خادم تاج عمرانيانى رئيس مؤيّد علىّ محمّد * كز ايزد بقا خواهمش جاودانى همان سهم او سهم اسفنديارى * همان عدل او عدل نوشيروانى شنيدم كه موسىّ عمران ز اوّل * بپيغمبرى اوفتاد از شبانى بعمدا علىّ بن عمران به آخر * رسد زين رياست بصاحبقرانى الا اى رئيس نفيس معظّم * كه گشتاسب تيرى و رستم كمانى كثير الثّواب و قليل العتابى * ثقيل الركاب و خفيف العنانى نه مرد شرابى كه مرد ضرابى * نه مرد طعامى كه مرد طعانى من از منزل دور قصد تو كردم * چو قصد عراقى كند قيروانى بريدم شب تيره و روز روشن * ابا رنج بسيار و بس ناتوانى رسيدم بنزديك تو شعر گويان * چو نزديك هارون صريع الغوانى بامّيد آن تا كنم خدمت تو * رها گردم از محنت اين جهانى شنيدم كه اعشى به شهر يمن شد * سوى هوذة بن علىّ اليمانى برو خواند شعرى بالفاظ تازى * بشيرين معانى و شيرين زبانى